آخرين مطالب نوشته شده
روح

پنجشنبه دهم تیر 1389 14:28

روح چه معنا دارد؟ آیا تا بحال به این سئوال فکر کرده اید. اگر به کتا ب لغتنامه انگلیسی به فارسی مراجعه کنید . معا نی متفاوتی ازروح مشاهده می کنید. مثل روح ، جان ، روان ، شبح ، جن و الهام ... اگر به لغتنامه آلمانی به فارسی مراجعه كنيد . بااین کلمات برخورد می کنید . مثل معنویت، روحیه ، ذهن، هوش، جاندار و روان و ..... با مراجعه به كْتب ادبی و يا  هر كتابی امثال آنها  در باره روح . نه تنها از روح چیزی متوجه نمی شويد . بلکه بيشتر از قبل گمراه  وسرگردانتر ميشويد.  به دلیل اینکه مولفین این نوع کتابها هم از روح اطلاعی ندارند، و نمی توانند به ما کمک کنند. کلمه روح در ادبیات ما با ترکیبهای مختلفی استفاده شده است.  در همه ادیان معتبر جهان هم،از آن بارها و بارها نام برده شده است.  بخاطر همین بنظر همه ما خیلی آشنا می آید، ولی با وجود این آنرا نمی شناسیم.  بطور روزمره و عامیانه ما کلماتی مانند، روح پاک یا روحش شاد، یا عذاب روحی و یا کلماتی امثال این را استفاده میکنیم. بدون اینکه متوجه باشیم، که ما در باره چه کلمه والائی صحبت می کنیم. و هیچکس هم که تا به حال نتوانسته است آن را ببیند، یا لمس کند. همه اطلاعات ما از یکسری کلمات نا مفهوم و بی محتوا تشکیل شده است . و از نقل و قول کردن این کلمه هیچگونه بیم و هراسی هم نداریم . همچنین در نمایشهای درام و کارهای هنری از روح به عنوان شبح و یا جن استفاده می کنیم. فقط برای ترس، یا خنده بیننده ، آنرا بکار می بریم.  در بسیاری از ادیان، از روح برای ترساندن معتقدین به آن دین استفاده می کنند . در بعضی از ادیان معتبرجهان، روح بعد از مردن، مطرح و شناخته می شود . مثل آنکه گفته شده است، که روح در شب اول قبر به کالبد مرده بر می گردد، و مرده را برای مدتی زنده می کند، تا بتواند آن شخص به سئوال و جواب ملکه شب اول قبر جواب بدهد، و جواب کارهای نیکش ( ثوابها ) و یا اعمال بدش ( گناهانش ) را بگیرد و روح در آن موقع قضاوت می شود.  بعد از آن روح ما باید منتظر بماند تا در روز قیامت همراه با جسم ما که دو باره متولد شده به بهشت و یا جهنم برود. البته این تعریفی است که به ما ارث رسیده است . ولی نکته قابل توجه این است که ، ما قبل از مردن از روح هیچگونه اطلاعی نداریم ، ولی بعد از مردن با روح خودمان روبرو می شویم.  بوداييان  معتقدند  که روح از مملکتی به مملکتی دیگر حرکت می کند، و شخص مرده که، روح از آن جدا شده است ، در جسم نوزاد دیگری حلول می کند و دو باره به زندگی نو در کالبد جدیدی ادامه خواهد داد و از نظر دین هندو ، روح نوری است که از حضرت شیوا  ( یکی از خدایان ) به بدن هر کس منعکس میشود . ولی بعد از مطالعه کردن روح در ادبیاتها و ادیان مختلف برای همگان واضح و آشکار ا ست، که هیچکدام با روح آشنا نیستند.  نمیدانند که روح یعنی چه ، و دلیل بزرگ آن، خود ما هستیم . که خودمان را نمی شناسیم . و اگر ما قادر به خودشناسی باشیم . روح به خودی خود شناخته میشود و نیازی به کاوش و تحقیقات در ادیان مختلف نمی باشد . ما در جهان با میلیونها تعریف روبرو هستیم . ولی باید بدانیم که فقط یکی از آنها حقیقت ا ست . حقیقت این است که ما باید به دانشی برسیم که بفهمیم که ما روح هستیم .  من و شما و همه انسانها روح هستیم. نه آن جسمی که ما آن را مشاهده میکنیم.  نکته قابل اشتراک در همه ادیان معتبر جهان این مطلب می باشد، که محل استقرار روح در قلب هر انسان می باشد . بدن ما حامل و نگهدارنده و مرکب و یا معبد روح می باشد ،همان روحی که خداوند در قلب ما مستقر کرده است . اما در قرن اخیر در باره بدن، و این معبد، تحقیقات بسیاری بعمل آمده است و مطالعات زیادی در باره آن شده است . در مورد بدن پزشکان بهتر میتوانند اطلاعات لازم را در اختیار شما عزیزان قرار بدهند، چرا که ادامه این مطلب ، راجع به بدن در بحث ما نمی گنجد ، برای شناخت روح، ما نیاز به وسایلی داریم ، مثل بررسی یک کشور، که نیاز به نقشه مورد نظر داریم . با داشتن نقشه آن کشور می توانیم. به مشخصات آن آشنا شویم. یعنی نقشه ، عامل شناسائی آن کشور میباشد. مملکت روح ، یا شناسائی مکان روح ، نیاز به یک عامل ( نقشه ) دارد، که آنرا بشناسیم. آن نقشه راهنما و هدایت کننده ما چیزی نیست. جز کندالینی. ولی در این قسمت باید گفت که از برکت حرکت کندالینی در هر شخص و با پیوستن به روح و روان ، در بدن ما هیجان و ارتعاشی به بار می اورد. و یک لرزش و یا یک ارتعاش ملایمی اندام ما را در بر می گیرد . در این حالت انسان مثل یک پرنده احساس سبکی کرده ومی خواهد به کهکشان پرواز کند، و به همه انسانها نوید آزادی و پیوند روح و جسم را برساند. در این حالت است که شما با روح خودتان آشنا می شوید، و یواش یواش متوجه خواهید شد که روح به شما کمک خواهد کرد. که چگونه بتوانید بدنتان را در کنترل خود درآورید، و توسط آن هدایت خود را به دست بگیرید .  با برخورد و با آشنائی با عکس العمل های بدن خودتان متوجه میشوید. زمانی که شما با روح خود پیوند پیدا کنید ، بدن شما از جمله دستان شما گواهی خواهند داد، که آیا شما با روح خودتان و یا با خالق خودتان ارتباط دارید یا نه ؟  این گواهی نشانگر روح میباشد. که شما به آن ملحق شده اید و معنای روح را عملأ احساس میکنید . دیگر نه در کتابها و نه در فرهنگها و در مذاهب به دنبال آن نمی گردید، بلکه خودتان با آن آشنا شده اید و با آن برخورد کرده اید و با آن عملأ ارتباط بر قرار می کنید.  در زندگی روزمره، روح خودتان، رابط شما، و خداوند و کل کائنات خواهد بود و روح همیشه به شما کمک خواهد کرد که به سئوالاتی که توسط تفکر و علم خودتان که تا بحال به آن نرسیده اید و همیشه بدون جواب مانده است بدست بیاورید ، و به آرامشی برسید که میلیونها انسان در پی آن هستند.

روح چه مراحلي را بعد از فناي جسم طي ميکند؟ ميدانيم روح از عالم خاک با مرگ جسم از آن خارج شده وبدنياي روح منتقل ميشود نيروي شعور انسان با از هم پاشيدگي اعضا ء بدن و مغز از کار مي افتد ولي در مقابل احساس انسان بي اندازه قوي ميشود و روح رنج و ناراحتي را بيش از عالم جسماني احساس مي کند در هنگام مرگ چنانکه گفتيم عقل وادراک از کار مي افتد شخص متوجه نيست که چه بر او مي گذرد و از اينکه روح از بدنش جدا مي شود بي اطلاع مي باشد ء حالات روحي انسان در لحظات مرگ و پس از مرگ شباهت زيادي به خواب و رؤيا دارد زيرا در هنگام خواب هم قواي عاقله موقتا از فعاليت مي افتد و آنچه را انسان در خواب مي بيند حقيقت پنداشته و خيال مي کند واقعيت دارد
لازم به توضيح است عوالم روحي محدود نبوده و تا بي نهايت يکي پس از ديگري وجود دارد مي توان عوالم مختلف روحي را در سه موضوع خلاصه کرد
1-عالم برزخ يا عالم تصفيه
2-عالم احساس
3-عالم عقلاني
آري وقتي روح از بدن جدا مي گردد و عالم جسماني را ترک مي گويد وارد عالم برزخ مي شود نوعي رنج و الم و سرگرداني حتي گيجي به روح دست مي دهد و در اين عالم تصفيه بر حسب اعمال شخصي که زمان توقفروح در حالت برزخي است با تحمل ريج وعذاب آلودگي و صفات زديله از بين مي روند نوع تصفيه در مورد ارواح پست يا متوسط خوب فرق مي کند و بستگي به نوع رفتارشخص در جهان مادي دارد مدت اقامت روح در عالم برزخ براي ارواح پست طولاني خواهد بود پس از آزادي روح از عالم تصفيه وارد عالم احساسات مي شود در عالم احساسات هم روح از مرگ خود خبر ندارد و نمي داند از عالم جسماني به عالم روح انتقال يافته است . و تماسهائي که با اين نوع ارواح وسيله ميز گردو مد يوم گرفته شده حاکي از اينست که شخصي مي گويد نمرده ام و خيال مي کند هنوز در عالم جسماني قرار دارد. فرد درحال احتضار با ارواح ديگري که طي دوران حياتش با آنها اشنايي يا قرابتي داشته برخورد مي کند.اين ارواح در آن نقطه حضور مي يابند تا در کار انتقال دوح فردي که به تازگي در گذشته است به عوالم مارواء حيات مارن کمک و ياري مي نمايند.روح فردي که به تازگي از جهان مادي رحل عزيمت گزيده است مورد شناسائي دوستان و کساني قرار مي گيرد که طي دوران حيات پس از مرگ با وي آشنايي داشته اند... و در اين نقطه افراد مذ کور اطلاعاتي در خصوص اوضاع و احوال حيات جاودانه روح در اختيار وي قرار ميدهند.

منبع: وبلاگ روح

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
داستان عجیب در ایران

پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 10:8

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار و اذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهد، با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار و اذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن و شوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و 2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم  متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد .

دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند )  در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند .

غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم.

در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا  . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند  فضای عروسی  هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند .

در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند .

زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است .

گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را  قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری .

دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد.

زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم  دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود .

در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم .

منبع: Ultraworld

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
پریسپری چیست؟

جمعه سی ام بهمن 1388 8:12

شاید بارها برایتان پیش آمده باشد در مکانی تنها نشسته اید ناگهان یک ندای درونی به شما می گوید:"زودتر به منزل روید کسی در منزل منتظر شماست
شما هم به منزلتان بر میگردید با تعجب می بینید دوستتان در منزلتان به انتظار شماست یاشما دراید به کسی فکر می کنید در آن لحظه همان فرد به نزد شما می آید (این مثال را برای آن بیان کردم که بسیاری از شما ها با همچین موردی روبرو شدید) خوب دوستان شما اینگونه موارد را چگونه تشبیه می کنید یا جواب شما در این گونه موارد چیست؟
 صاحب نظران و دانشمندان هر کدام در این موارد راهی برای تحلیل و اثبات آن پیش رو گرفته اند اما من در این جلسه بحثی را مطرح می کنم که به نظر خیلی ها به موارد بالا ربط دارد .
اما برویم سر اصل مطلب : در بیشتر مباحث متافیزیک انسان به سه قسمت تقسیم می شود 1-جسم 2-روح3-قسمتی مابین جسم و روح (پریسپری)
در رابطه با جسم و روح محققان هندی دست به یک سری  تحقیقات زدند که در پایان به این نتیجه رسیدند که جسم وروح آدمی هر کدام در قالب جدا از هم قرار دارند و برای تأمین خواسته های خود بین آنها هیچگونه توافق ویکپارچگی وجود ندارد پس ما به این نتیجه می رسیم که برای ارتباط بین این دو نیاز به یک واسطه داریم که از جنس هر دو باشد و هر دو را به هم ارتباط دهد و میان آن دو قرار گیرد  اما این واسطه چه نام دارد نام این موجود در ملل وعقاید مختلف عنوانهای متفاوتی دارد مثلا قالب مثالی- همزاد -هاله ودر میان ایرانیان باستان آن را بعنوان "فروهر" می شناختند اما امروزه در بین محققان بیشتر بنام"پریسپری" شناخته شده تر است .
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است جنس پریسپری از چیست و چه کار های می تواند انجام دهد؟!
پریسپری حد واسط روح وجسم است دارای جسمی بسیار لطیف و رقیق وشفاف و خوشبوی دارد که هنگام خواب طبیعی یاهنگام خواب مصنوعی از بدن خارج می شودو  در فضا به هر جا می رود وسرک می کشد.
اما پریسپری کاملا شبیه خود ماست یعنی قیافیه مثل ما دارد حتی بعضی ها معتقدند که دارای گوش قلب معده دست وپا و.... هست. پریسپری دارای حواس شبیه حواس ماست با این تفاوت که حواسهای او خیلی از ما قوی تر است و یعنی چیزهای را که ما نمیبینیم او میبیند چیزهای را که نمی شنویم او می شنود  زمان برای او معنی ندارد یعنی در هر لحظه که بخواهد در هر مکان و جا حاضر می شود .
در یک لحظه در دو مکان مجزا می تواند باشد پریسپری جسم را بوسیله تارهای نامرعی به روح وصل می کند زمانی که این تارها از هم گسسته می شوند جسم ما از بین می رود (مردن) زمانی که ما در خوابیم پریسپری به عوالم  دیگر سفر می کند. حال اگر در لحظه بیدار شدن او  نتواند بخوبی به جسم برگردد ویا در هنگام بر گشت تعدادی از تارهای نامرئی پاره شوند ما دچار بیماریهای روانی یا جنون می شویم.

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 1:13

مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ

بزرگترین وبلاگ دنیای ماوراء www.axiom-elf.blogfa.com

پرسش:
مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟
پاسخ:
لحظه مرگ بسیار حساس و خطرناك است حتى خوبان و نیكان از آن دلهره و وحشت دارند ; البته منافاتى نیز ندارد كه در عین حال كه ترس دارند ، به ملاقات پروردگار نیز علاقه داشته باشند مانند غواصى كه به یافتن مروارید علاقمند است در عین حال از غرق شدن در دریا هم بیم و ترس دارد . خداوند متعال مى فرماید : «وَ جَآءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَ لِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ ;(ق ،19) و سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مى رسد ، این همان چیزى است كه از آن مى گریختى » . در هنگام سكرات و حالت احتضار و آستانه مرگ حوادث گوناگونى براى انسان رخ مى دهد ; از جمله :
الف ) تمثّل مال ، همسر و فرزندان ، اعمال :
1 . مال و دارایى و ثروتى كه شخص سال ها در پى آن تلاش كرده و خود را به آب و آتش زده ، اكنون انسان از آن جدا مى شود و حتى نمى تواند یك درهم سیاه را با خود بردارد و ببرد ، به اشكالى تمثل پیدا مى كند و با انسان سخن مى گوید .
2 . اهل و همسر و فرزندان و.. . كه یك عمر براى آنان زحمت كشیده ، اكنون نمى توانند به فریاد او برسند و حتى در برخى موارد همسر و فرزندان به خاطر ثروت محتضر مایلند كه پدر و همسرشان زودتر بمیرد تا آنها به ثروت او دست پیدا كنند! 3 . اعمال شخص نیز در هنگام مرگ متمثل مى شوند و با صاحب خود حرف مى زنند .
ب ) شیطان نیز در هنگام مرگ شخص محتضر را وسوسه مى كند و به او كفر و شرك را تلقین مى كند تا به این وسیله ایمانش را به سرقت ببرد و شخص ، بى ایمان از دنیا برود .
ج ) انسان محتضر در لحظه مرگ تمام فراز و نشیب هاى عمر و زندگى خویش را در چند لحظه همچون یك حلقه فیلم مى بیند و براى فرصت هاى از دست رفته عمر خویش حسرت مى خورد . انسان ها همچنین در لحظه مرگ اهل بیت(علیهم السلام)را بر بالین خود مشاهده مى كنند و آن بزرگواران نیكان را تسكین و آرامش مى بخشند .(1)لحظات مرگ خوبان و نیكان با بدان و بدكاران تفاوت دارد ; نیكان و صالحان به هنگام فرا رسیدن مرگ ، با سلام و بشارت و امنیت مورد استقبال قرار مى گیرند و خداوند براى آنان اجر كریم آماده كرده است ; (احزاب ،43) و درباره بندگان صالحش مى فرماید : «یَـأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَـئِنَّةُ * ارْجِعِى إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً *(فجر ،27و28) تو اى روح آرام یافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است .» در جایى دیگر مى فرماید : «همان ها كه فرشتگان قبض ارواح روحشان را مى گیرند در حالى كه پاك و پاكیزه اند به آن ها مى گویند سلام بر شما باد ، به خاطر اعمالى كه انجام مى دادید ، وارد بهشت شوید .»(نحل ،32) و.. . خداوند متعال درباره لحظه جان دادن و مرگ بدكاران مى فرماید : «همان ها كه فرشتگان قبض ارواحروحشان را مى گیرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند ، در این هنگام آن ها تسلیم مى شوندو مى گویند ما كار بدى انجام نمى دادیم ، آرى خداوند به آن چه انجام مى دادید عالم است » .(نحل ،28) در جایى دیگر درباره شیوه جان دادن بدكاران مى فرماید : «چه كسى ستمكارتر از كسى است كه دروغى به خدا ببندد یا بگوید وحى به من فرستاده شده در حالى كه وحى به او نشده باشد.. . و اگر ببینى هنگامى كه این ظالمان در شداید مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دست ها را گشوده به آنان مى گویند جان خود را خارج سازید ، امروز مجازات خوار كننده اى در برابر دروغ هایى كه به خدا بستید و در برابر آیات او تكبر ورزیدید ، خواهید دید» .(انعام ،93) گنه كاران و بدكاران با انواع دلهره ها و جدایى ها و خطرها ، وحشت زده هستند و به جاى دلدارى از سوى فرشتگان با كتك و عذاب شدید و بى احترامى ، جان مى دهند .(نساء ،97)(2)
پاورق:
1 : معاد ، محسن قرائتى ، انتشارات در راه حق / معاد ، شهید دستغیب
2 : معاد ، محسن قرائتى ، همان ، ص 109 ـ 118 / تفسیر نمونه ، آیت الله مكارم شیرازی

بقیه مطالب در مورد مرگ در ادامه مطلب


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
وضعیت زیستن ارواح در بهشت

دوشنبه نهم شهریور 1388 0:27

وضعیت زیستن ارواح در بهشت

جهت بیان حالت و چگونگی زیستن در جهان سوم روحی , در مرحله نخست می بایست یک بررسی سطحی درباره نحوه و خواست زندگی افراد کره زمین بنمائیم , چون کسی که در صحراهای سوزان زندگی می کند , بهشت را محلی با آب های خنک و گوارا و صاف و درختانی پر سایه و سبزه و پر میوه تصور می کند , و کسی که در قطب زندگی می نماید , بهشت را محلی با گرمای مطبوع و آفتابی درخشان تصور می کند که می تواند در تمام مدت عمر در آنجا حمام آفتاب بگیرد . به همین منوال , هر فردی از بهشت تصوری متناسب با محیط زندگی خویش دارد و وجود آن را در ذهن خود مجسم می نماید. ارواح در تماس های روحی در مورد نحوه زیستن , طرز کار کردن و معیشت , نحوه تهیه غذا , خوردن و آشامیدن , لباس پوشیدن , مسکن و ... اطلاعات زیادی را از جهان سوم در اختیار اشخاص گذاشته اند. در مباحث و نوشته های قبلی , در مورد قدرت های ذاتی افراد , مطالبی بیان گردید . یکی از این قدرتها یا انرژی های نهان , قدرت اکتوپلاسمی آنها است که از طرف خداوند متعال به بشر عطا گردیده است . این عنصر روحی در کلیه افراد به نسبت های متفاوتی وجود دارد و این نیرو , ساده ترین عنصری است که قابل استفاده به وسیله ارواح در مواقع تاثیر گذاری عقل بر ماده می باشد . در اثر تاثیرگذاری عقل بر ماده , تطابق فرکانس های امواج , بسیار با اهمیت است , زیرا در صورتی که فرکانس های موج عقل به طور کامل بر ماده انطباق یابد , عقل خواهد توامست ماده را به هر شکلی که بخواهد تبدیل کند یا تغییراتی در آن بوجود آورد و حتی آن ماده را جابجا نماید. در عوالم اثیری , امواج کاملا منطبق بر ارتعاشات عقل است و در چنین شرایطی ارواح می توانند با تاثیر گذاری بر محیط خود به کلیه خواست و نیازشان دست یابند. تاثیرگذاری و تاثیرپذیری عقل از ماده و ماده از عقل , به نسبت تکامل و رشد عقلی ارواح افزایش می یابد و هرچه روحی در طبقه بالاتر جهان های روحی قرار گرفته باشد , به همان نسبت هم می تواند بر محیط خود تاثیرات عالی تر و مهمتری بگذارد . ارواح با استفاده از همین قدرت عقلی است که می توانند برای زندگی خود , بناهایی را به نسبت تعالی روحی خویش خلق کنند و یا در اثر عدم نیاز آن بناها را به اثیر عالم تبدیل نمایند. اکثر ارواح در مواقع تماس اظهار می دارند که در عوالم روحی زندگی آسوده و آرامی دارند , منزل دلخواه را بنا به سلیقه و قدرت عقلی خود ساخته اند . در بین آنها بعضی ارواح هم یافت می شوند(البته در طبقات پائین تر ) که اظهار می نمایند , منزل باب میل و دلخواه خود ندارند و در حسرت منزلی آرام می باشند. ارواح منازل خود و محیط اطراف آن را با استفاده از قدرت عقل بر ماده اثیری برپا می کنند و به نحو دلخواه و در حد تکامل و مقدورات عقلی خویش آن را به شکل زیبائی زینت می دهند. پس از ساختن بنا , اطراف و باغچه های منزل را با زیبا ترین گل های دلخواه که هرگز پژمرده نمی شوند و درختان میوه مورد علاقه خود که همیشه بر شاخه هایشان میوه و گل دارند , زینت می دهند. این ساختمان ها طوری ساخته می شوند که عطر گل ها در فضای آن استشمام می شود و هرچه درجه تعالی ارواح بالاتر می رود , در ساختن خانه و تزئین آن , ظرافت های بیشتری بکار برده می شود . ساختن بنا ها , همراه با مشکلاتی شبیه آنچه در زمین است نمی باشد , بلکه هر زمان که روحی تصمیم بگیرد ساختمانی بسازد, کافی است شکل و ترکیب ساختمان را , در ذهن خود طراحی کند , آنگاه اراده بر ساختن آن در نقطه مورد نظرش بنماید , سپس خواست ذهنی وی در همانجا و به همان شکل به وجود می آید و ساختمان در مدت بسیار کوتاهی قابل استفاده می گردد. تزئینات داخلی ساختمان هم به همین کیفیت توسط روح و در زمان بسیار کوتاه و مطابق با سلیقه او تکمیل و تزئین می شود. وقتی روحی از طبقه ای به طبقه ای دیگر ارتقاء می یابد , او با نیروی عقل خود می تواند تمام آنخانه و وسائل و تزئیناتی را که ساخته بود , مجددا به اثیر همان طبقه تبدیل نماید و در طبقه جدیدی که انتقال یافته است , با استفاده از اثیر آن طبقه , خانه ای نو و بهتر برای خود بنا کند.
در جهان سوم روحی , ساختمان ها دارای شکل و ابعاد و رنگ های گوناگونی هستند . این گوناگونی ها فقط در این جهان وجود دارند و در سایر جهان ها به چشم نمی خورند و در این مورد ارواح دلائل آن را بشرح زیر بیان می نمایند.
1- ارواحی که پس از تحمل مرارت و سختی های فراوان , از جهان اول و یا دوم به طبقه اول جهان سوم می رسند , به داشتن هر نوع محل زیستی قناعت می نمایند , زیرا در جهان های قبلی , از استقلال معیشت و آرامشی برخوردار نبوده اند . این ارواح در حد تکامل و فکر و عقل خود مبادرت به ساختن منازلی محقر می کنند و از این که توانسته اند به سطح جهان سوم دست یابند , از خدای خود سپاسگذارند و احساس آرامش بسیار خوبی می نمایند.
2- ارواحی که پس از مرگ جسم مادی زمینی , وارد بهشت می شوند و دارای تکامل عقلی مطلق نیستند , در آنها هنوز اثرات ماده دوستی و ماده گرائی و وابستگی های منتسب به ماده وجود دارد , لذا به همین دلیل هم در آنجا سعی می کنند منزل بهتری از دیگران داشته باشند و این عمل آنها یکی از دلائل متنوع بودن شکل و رنگ ساختمان ها در بهشت است.
3- ارواح تا زمانی که ثقل مادی خود را به طور کامل از دست ندهند , به طریقی به تجمل پرستی گرایش دارند , ولی از زمانی که خود را به جهان چهارم می رسانند , از آن پس دگرگونی و تغییر ناگهانی عجیبی در کردار و رفتار آنها به وجود می آید و از آن پس , به فکر تجمل و زیبا سازی و امور ظاهری بر نمی آیند , بلکه نمام فکر و ذکرشان متوجه کسب قدرت و انرژی بیشتری برای رسیدن به قدرت اصلی , یعنی جهان هفتم روحی می شود , لذا این ارواح مترقی , سعی می کنند هرچه زودتر هر نوع ثقل و سنگینی ای را که از تعلقات مادی دارند , از خود دور سازند تا هرچه بیشتر بتوانند سبک شوند و قابل صعود به مراحل بالاتر خلقت گردند.
منازلی را که ارواح در جهان های روحی می سازند , دارای اختلافات زیادی با جهان های مادی است , فرضا در آنها مکان های مانند آشپزخانه و نهارخوری و توالت و ... دیده نمی شود.
نحوه غذا خوردن و بهره گیری از مواد خوراکی , در عوالم روحی , به گونه ای که بشر زنده از آن استفاده می کند , نیست , چون ارواح به هنگام نیاز به غذاهای گوناگون , از مزه و طعم و بوی اثیری آن غذا در حد نیاز استفاده می کنند و غذا را به صورت موادی حجیم نمی خورند . مثلا سیبی را از درخت می چینند و در دهان می جوند و می بلعند , ولی چیزی وارد معده آنها نمی شود , بلکع سیب جویده شده , مجددا وارد اثیر جهان سوم می شود.
در بعضی ساختمان ها یک اتاق یا قسمتی از ساختمان را ؛ به محل عبادت اختصاص می دهند که ارواح برای عبادت و نیایش در آنجا با خدای خویش راز و نیاز می نمایند . در جهان های دیگر عموما چنین محلی مشاهده نمی شود . وقتی که در مورد وجود این اطاق در برخی از ساختمان های روحی از ارواح سئوال می شود , آنها اظهار می دارند , هدف از نیایش به درگاه خداوند این است که
اولا : از لطف و مرحمت و نعمت های خداوندی سپاسگذاری نمائیم .
ثانیا: خداوند به آنها سعادتی بیشتر عنایت فرماید تا بتوانند هرچه زودتر تکامل روحی را در همان جهان ادامه دهند و از بهشت پائین نجات پیدا کرده و به بهشت علیا یا به جهان چهارم روحی که به مراتب جذابتر از بهشت است قدم بگذارند.
ارواح تا رسیدن به طبقه نهم جهان سوم , از آینده خود بی اطلاع هستند و همیشه از این حقیقت نگرانند که مبادا به دلایلی , جهت تکامل , مجددا به یکی از جهان های ماده انتقال یابند.
منازل ارواح معمولا از یکدیگر فاصله دارند و در اطراف ساختمان , محوطه بازی که باغچه های پر از گل , درختان میوه , جویهای آب جاری , استخر و آب نما و وسائل تفریحی و سرگرمی اختصاص یافته , دیده می شود . میز و صندلی و نیمکت هائی را در کنار جوی های آب در زیر درختان میوه یا کنار استخر گذاشته اند که ارواح اغلب با یاران موافق در آنجا به استراحت و گفتگو می پردازند.
ارواح در بهشت معمولا به صورت اجتماعی زندگی می کنند و شهر های فراوانی هم در طبقات مختلف جهان سوم وجود دارند . در اغلب این شهر ها ساختمان های بلند و سر به فلک کشیده ای وجود دارند که اکثر این محل ها , جهت رفع احتیاجات و تبادل اطلاعات و معلومات عوالم روحی بکار گرفته می شوند . ارواح تمام مایحتاج خود را از مغازه های فراوان و مختلف تهیه می کنند و بهای آن را به صورت بذل محبت می پردازند . این عمل برای فروشنده کالا امتیاز زیادی ببار می آورد و جمع شدن این امتیازات باعث ترقی آنها به طبقات بالاتر می گردد.
زندگی در شهر ها به صورت عشیره های متجانس روحی است , یعنی کلیه ارواحی که از نظر عقلی تقریبا در یک سطح قرار دارند , در محل هایی مانند یک شهر یا شهرک , گرد هم جمع می شوند . در تمام شهرها مراکزی جهت تحصیل علوم مختلف وجود دارد . بیشتر علومی که در این مراکز تدریس می شوند , مربوط به علوم الهی , سماوات , کائنات , وجود خداوند یا عقل کل عالم هستی است . ارواح آنچه را که از تدریس استاد در می یابند , در عقل خود جای می دهند , زیرا در آنها مراکز ناخودآگاهی وجود ندارد که باعث فراموشی بعضی مطالب از ضمیر آگاه آنها شود و در ضمیر ناخودآگاه جای گیرد.
ارواح اکثرا ساختمان های مسکونی خود را یک طبقه بنا می کنند و در عوالم روحی , وسیله نقلیه برای رفت و آمد وجود ندارد , زیرا در آنجا نقل و انتقال احتیاج به زمان و مکان و وسیله بخصوصی نیست و هرگاه ارواح تصمیم بگیرند از محلی به محلی دیگر بروند , با استفاده از امواج اثیری , در یک لحظه خود را در محل جدید خواهند یافت.
ارواح خستگی ناپذیرند و احتیاج به استراحت و خوابیدن ندارند , ولی دوست دارند پس از مراجعت از مشاغل یا تحصیلات خود , در محلی خاص , تجدید قوا کرده و سیاله های روحی خویش را تقویت بنمایند و نیازهای شخصی خود را بر طرف سازند.
از نظز تغذیه , غذاهایی را که ارواح در منازل خود تهیه می کنند , مانند غذای زمینی ها نیست , زیرا در عالم روحی فقط جهت لذت بردن است نه برای کسب انرژی و رشد جسمی . ارواح غذای خود را از اثیر عالم و از طریق تاثیر عقل بر ماده سریعا تهیه می کنند. در زمان تهیه غذا ارواح ابتدا غذای خود را در ذهن خویش مجسم می کنند , سپس توسط عقل آنها را به وجود می آورند . بدین جهت هر غذایی را می توانند بدون محدودیت و به حد وفور میل کنند( لذت بردن از غذا از خواستن آن غذا شروع و پس از دیدن , بوئیدن , جویدن و بلعیدن خاتمه می یابد).
منظور از کار و کوشش در جهان های روحی , کسب امتیاز برای تعالی و تکامل است , وگرنه ارواح برای امرار معاش , نیازی به کار کردن ندارند . کار و کوشش در عوالم روحی باعث می گردد تا عقل آنها در حین کار و رویاروئی با مشکلات آن , فضیلت و تعالی بیشتری پیدا کند . همچنین جهد در دستیابی به علم بیشتر و بالا بردن شناخت , یکی دیگر از عواملی است که تکامل روحی را تسریع می نماید. یکی از این آموزش ها که مشابه آن در زمین خیلی کم به چشم می خورد , نحوه گسترش نیروی عقلانی و چگونگی دست یافتن به عقل کملتر می باشد . این آموزش در موسسات عالی و توسط استادان مخصوص تعلیم داده می شود. یکی دیگر از مراکز آموزشی مهم جهان سوم روحی , محلی است که آموزش و نگهداری و پرورش کودکان را بر عهده دارد , چون این ارواح , پس از فراغت از تحصیل , به مرکز نگهداری و پرورش کودکان اعزام می گردند و در آنجا خدمت می کنند , در این محل ها معمولا دو گروه از اطفال نگهداری می شوند.
1- کودکانی که از زمان انعقاد نطفه تا رسیدن به سن رشد عقلی فوت کرده اند.
2- کودکانی که در جهان سوم روحی متولد می شوند.
یکی دیگر از مراکز آموزشی مهمی که در جهان سوم روحی وجود دارد موسسات تدریس علوم روح درمانی است , زیرا بسیاری از ارواح پس از انتقال به جهان روحی , بیماری های روحی و روانی زمان حیات زمینی را هم با خود به جهان اثیری می برند . مثلا فرد دیوانه , تا مدت ها همان حالت زمینی قبل از مرگ خود را در عالم اثیری دارا می باشد , تا اینکه کم کم و به کمک روح درمان های عوالم روحی , به عقل قبل از دیوانه شدن دست یابد و بعدا مداوا گردد. اگر در عوالم روحی , فرد دیوانه ای فوری به عقل آید و به صورت عاقلی تبدیل شود , این دگرگونی سریع , مسلما او را به نوعی دیگر از دیوانگی می کشاند , چون فردی که مدتها و یک عمر دیوانه بوده است فورا نمی تواند تغییر حالت روحی دهد و به حالت عادی بازگردد.
یکی دیگر از مشاغل عمده ای که در جهان سوم روحی وجود دارد , روح نگهبان یا همان فرشته نگهبان شدن جهت نسل افراد بشر است و ارواح نگهبان در این شغل , فقط مسئولیت حفظ و نگهداری افراد بشر را , طبق دستورات صادره از عوالم روحی , از سوانح و خطرات و اتفاقاتی که جزو سرنوشت آن افراد است, بعهده دارند و تا زمان فرارسیدن مرگ , اجازه نمی دهند که اتفاقات روزگار و ناملایمات و ... آنها را از پای در آورد و در صورتی که این ارواح بتوانند به وظایف خود به طور کامل بپردازند , پس از اندکی صاحب امتیازاتی از سوی نیروهای الهی می شوند و در جهان های روحی به طبقات بالاتری صعود می نمایند.

منبع : کتاب کلیات علوم روحی

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
خدا چگونه آفريد؟

شنبه سوم مرداد 1388 7:34

خدا چگونه آفريد؟

www.axiom-elf.blogfa.com بزرگترین وبلاگ مسائل ارواح

در نگاه عارفان و حکيمان مسلمان، کلّ عالم خلقت چيزي نيست جز ظهور اراده فعلي خداوند متعال. البته توضيح اين حقيقت، با شيوه ي فلسفي براي افراد غير متخصّص در فلسفه، کار بسيار دشواري است؛ امّا از آنجا که فرموده اند:«مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَف رَبّه؛ هر که خود را شناخت به يقين ربّ خود را شناخت.»، براي نزديک نمودن اين حقيقت متعالي به ذهن مخاطب نا آشنا با فلسفه، مي توان گفت: نسبت اراده خداوند متعال به موجودات عالم خلقت تا حدودي مثل نسبت اراده انسان به صور خيالي اوست. انسان زماني که مي خواهد صورتي خيالي را ايجاد نمايد آن را اراده مي کند؛ و اراده کردن او همان و پديدار شدن آن صورت خيالي همان. اراده نمودن فعل انسان است؛ و آن صورت خيالي ايجاد شده با اراده، چيزي نيست جز ظهور و تجلّي اراده. يعني آن صور خيالي از عدمستان نيامده اند، بلکه کمالات وجودي خود اراده است که در مرتبه پايين تري از وجود به آن صورت متجلّي شده است. لذا آن صور خيالي، ظهور کمالات وجودي اراده، و به نحو اولي ظهور کمالات وجودي ذات آدمي هستند؛ چرا که خود اراده، يکي ظهورات ذات انسان است. بنابراين، صور خيالي انسان ظهور اراده او، و در مرتبه بالاتر، ظهور کمالات ذاتي او هستند؛ ولي در عين حال، خودِ اراده هم نيستند. براي مثال صورت خيالي يک سيب يا اژدها عين اراده انسان نيست امّا حقيقت آنها چيزي جز اراده هم نيست. لذا به محض اينکه انسان اراده خود را از آن صور برگيرد، ناپديد مي شوند. امّا اگر انسان دوباره همان صور را اراده نمايد باز به همان صورت اوّل ظاهر مي شوند. خود اراده موجودي غير مادّي، بي شکل، بي رنگ و فاقدِ اندازه است؛ امّا آنگاه که انسان اراده مي کند کمالات وجودي اراده، در مرتبه پايين تري از وجود، به صورت موجودات شکل دار و رنگ دار ظاهر مي شوند؛ ولي آنگاه که انسان اراده خود را برگرفت آن صور نابود(معدوم) نمي شوند، بلکه به مرتبه بالاتر خود بازگشته با حقيقت اراده متّحد مي شوند. به عبارت ديگر، صور خيالي انسان، از مرتبه بطون خود، که همان اراده است، به مرتبه ظهور تنزّل يافته و دوباره به مرتبه بطون خود باز مي گردند. لذا زبان حال صور خيالي انسان اين است که:« ما از اراده آمده ايم و به سوي او باز مي گرديم.» صور خيالي، در افراد عادي همواره در ظرف خيالند و به عالم خارج راه نمي يابند؛ امّا اين بدان معنا نيست که ظهور خارجي آنها محال است . در افراد داراي نفوس قوي مثل انبياء، اولياي الهي و عرفاي ربّاني، اين صور، حتّي در خارج از ذهن نيز توان موجود شدن دارند. حکيم الهي ملاصدراي شيرازي در اين باره فرموده است:«بعضي از بزرگان عرفان گفته اند: هر انساني قادر است با قوّه وهم خود در قوّه خيالش اموري را پديد آورد که وجود خارجي ندارند. امّا عارف با قوّت همّت خود مي تواند موجوداتي را در عالم خارج نيز ظاهر نمايد؛ لکن تا زماني که عارف از آن موجودات غافل نشده آنها در عالم خارج موجود خواهند بود ولي به محض اينکه از آنها غفلت کند معدوم مي شوند.» (الشواهد الربوبية،ص 264، الإشراق الأول). اراده فعلي خداوند متعال نيز تقريباً به همين صورت تجّلي نموده به صورت عالم خلقت ظاهر شده است. لکن براي خدا ذهن و خيال و غفلت و امثال اين امور معني ندارد. او يک اراده ازلي کرده و با آن يک اراده کلّ هستي را از صبح ازل تا شام ابد يکجا پديدار ساخته است. لذا خداوند متعال فرمود: «إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْ ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛ وقتى چيزى را اراده مى كنيم، فقط به آن مى گوييم:موجود شو! بلافاصله موجود مى شود» (النحل:40) و فرمود: «إِنَّا كُلَّ شَيْ ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ × وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ؛ همانا ما هر چيز را به اندازه آفريديم. و امر ما يكي بيش نيست، همچون يك چشم بر هم زدن.» (القمر: 49، 50) البته بايد توجّه داشت که اراده انسان براي اينکه به صورت شکلي خيالي و ذهني تجلّي نمايد مستقيماً به آن صورتها ظاهر نمي شود بلکه مراحلي را طي نموده، مرتبه مرتبه در مراتب وجود پايين مي آيد تا به صورت اشکال و صور خيالي و ذهني ظاهر شود. به عنوان مثال براي اينکه انسان بتواند صورت ذهني کوه طلا را در ذهن خود ايجاد نمايد ابتدا اراده انسان به قالب صورت عقلي کوه (مفهوم عقلي کوه) و صورت عقلي طلا (مفهوم عقلي طلا) ظهور مي يابد که هيچکدام داراي شکل و رنگ و اندازه نيستند؛ آنگاه هر کدام از آن صور عقلي از مرتبه صورت عقلي تنزّل يافته در قوّه ي متخيله شکل پيدا کرده با هم ترکيب مي شوند و سر آخر، در قوّه خيال به صورت کوه طلا ظاهر مي شوند. اراده الهي نيز از ابتدا به صورت موجودات مادّي ظاهر نمي شود؛ بلکه ابتدا به صورت موجودات غيرمادّي خاصّي که فاقد هرگونه شکل و رنگ و اندازه هستند تجلّي مي کند که اين موجودات را عقول مجرّده يا حقايق جبروتي يا ملائک مهيمنه مي نامند. آنگاه اراده حقّ تعالي از اين مرتبه از وجود نيز تنزّل يافته به صورت موجودات غير مادّي شکل دار و رنگ دار و داراي اندازه ظهور پيدا مي کند که آنها را موجودات مثالي يا ملکوتي مي نامند. در مرحله ي سوم اراده فعلي خالق متعال از اين مرتبه نيز نازل شده به صورت موجود مادّي ظاهر مي شود. لذا خداوند متعال در آياتي فرمود: «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛ و هيچ چيزي نيست مگر اينکه خرائن آن (حقيقت آن) نزد ماست؛ و ما آن را نازل نمي کنيم مگر به اندازه ي معلوم و معين.»(الحجر:21) « ... وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس؛ و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است .»(الحديد:25) « ... وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواج؛ و براى شما هشت زوج از چهارپايان نازل نمود.» (الزمر:6) با تبيين فوق از رابطه خدا نسبت به خلق، معني قائم بودن موجودات به خدا نيز کاملاً روشن مي شود. يعني همانطور که صور خيالي انسان، با تمام وجودشان قائم به اراده انسان بوده، به محض انصراف اراده، ناپديد مي شوند، موجودات عالم نيز به همين نحو بند به اراده خداوند متعالند. لذا اگر نازي کند ليلي، فرو ريزند مَحمِلها؛ لکن براي خداوند متعال تجدّد اراده و انصراف از اراده معني ندارد. اراده او ازلي و ابدي است و محال است آنچه از اراده او ظاهر شده نابود شود. اينکه به ظاهر، موجودات عالم مادّه بعد از مدّتي نابود مي شوند توهّمي بيش نيست.موجودات از باطن به ظاهر آمده و دوباره به اصل خويش واصل مي شوند. «وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُور؛ و از آنِ الله است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است؛ و همه امور، به سوى الله بازگردانده مي شوند.» (آل عمران:109) بعضي چنين پنداشته اند که عالم برزخ و عالم آخرت دو عالم ديگر در کنار عالم مادّه اند که موجودات را از اين عالم خارج و در آن عوالم داخل مي کنند؛ در حالي که چنين نيست. عالم برزخ، عالمي در عرض عالم ناسوت (عالم مادّه) نيست بلکه در طول عالم مادّه قرار دارد؛ به اين معني که عالم برزخ باطن و حقيت عالم طبيعت است. کما اينکه عالم آخرت نيز باطن و حقيقت عالم برزخ است. و مرگ لحظه بازگشت موجودات به عالم برزخ، و قيامت لحظه مرگ کلّ عالم مادّه و عالم برزخ است. البته طبق روايات اهل بيت(ع) و ادّله فلسفي و عرفاني، با وقوع قيامت، بساط عالم مادّه فعلي ما برچيده مي شود و نه بساط اصل عالم مادّه. همانطور که در دار طبيعت، بعد از مرگ موجودات، از مادّه آنها دوباره موجودات ديگري سر بر مي آورند، بعد از قيامت کبري، از ميت اين عالم مادّه نيز عالم مادّه ي ديگري سر بر مي آورد. کما اينکه عالم فعلي ما نيز برخاسته از خاکستر عالم قبل از خود است. لذا بي نهايت عالم مادّه در گذشته وجود داشته و بي نهايت بار قيامت رخ داده است و بي نهايت بار نيز اين روند ادامه خواهد يافت. «عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «أَفَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ». فَقَالَ: يَا جَابِرُ تَأْوِيلُ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَى هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ سَكَنَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَيْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ عَالَماً مِنْ غَيْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ يَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً غَيْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَيْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ أَوْ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَخْلُقْ بَشَراً غَيْرَكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ وَ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ الْآدَمِيِّينَ؛ جابر بن يزيد، گفت: از امام باقر(ع) تفسير قول خداي عز و جل را پرسيدم که مي فرمايد: «پس آيا در آفرينش نخستين درمانده شديم؟! بلكه آنها در آفرينش جديد در شك اند.» امام فرمودند: اى جابر تاويلش اينست كه چون خداي عزّ و جلّ اين خلق و اين عالم را پايان دهد، و اهل بهشت در بهشت جا كنند، و اهل آتش در آتش ، خداي عزّ و جلّ تجديد مي کند عالمي غير از اين عالم را. و تجديد مي کند عالمي را  از غير مذکّر و مؤنّثي که او را بپرستند و يگانه اش شناسند. و زمينى جز اين زمين براى آنها مي آفريند كه آنها را حمل نمايد؛ و آسمانى جز اين آسمان كه بر آنها سايه افكند. شايد تو چنين مي پندارى كه خداي عزّ و جلّ فقط همين يك عالم را آفريده است، يا اينكه خداي عزّ و جلّ آدمى جز شما نيافريده است. آرى به خدا سوگند که خداوند تبارك و تعالى هزار هزار عالم و هزار هزار آدم (ابو البشر) آفريده و تو در آخر اين همه عالم ها و اين همه آدميانى .» (بحار الأنوار، ج  54، ص 321) خداوند فياض ازلي و ابدي، علّت تامّه ي عالم هستي است، و محال است با وجود علّت تامّه، معلولش موجود نگردد. لذا تا بوده خدا مخلوق داشته و تا ابد مخلوق خواهد داشت. براي خالق دائم الفيض، تعطيل فيض محال است. البته او در مرتبه ذاتش بود و کسي با او نبود و هست و کسي با او نيست و خواهد بود و کسي با او نخواهد بود. «کان الله و لم يکن معه شيء و الآن کما کان» در مرتبه ذاتش عالم است بي هيچ معلومي؛ خالق است بي هيچ مخلوقي، قادر است بي هيچ مقدوري و ...

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
روح مایکل جکسون

چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 1:4

با سلام خدمت همه دوستان امروز براتون یک کلیپ کوتاه که میگن روح سرگردان مایکل جکسون تویه خونشه آماده کردم. البته همون جوری که همه ما می دونیم معمولا مرگ افراد معروف واسه رسانه ها همیشه یک سوژه خوب واسه جلب بیننده بوده و امکانش هست که این کلیپ ساختگی باشه به هر حال دیدنش خالی از لطف نیست.

wWw.Axiom-Elf.Blogfa.Com

به گزارش شبکه خبری Cnn روح مایکل جکسون در خانه اش مشاهده شد!

یاهو نیوز -طرفداران مایکل جکسون در حال بررسی ویدئویی هستند که در جریان برنامه لاری کینگ سی ان ان مشاهده و ضبط شده و به گفته آنان روح سرگردان مایکل جکسون در آن دیده می شود!

در این ویدئو به وضوح حرکت یک شبح بسیار شبیه به اندام مایکل جکسون مشاهده می شود که در راهرو خانه در حال تردد است. این قضیه به دنبال مطرح شدن برخی شایعات در سایتهای اینترنتی است که بر اساس آنها مایکل جکسون اصلأ نمرده است و جسد وی بدون مغز وی دفن خواهد شد!

لینک دانلود فیلم

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
مطالب تکمیلی در مورد جن

پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 8:26

جن چيست؟
 
1- جن جانوريست داراي شعور و فيزيکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon ياjinn نام گرفته است. جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست

۲- خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان اعجاب آور است عنصر اصلي وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود و بسياري از چيزها را در يک آن جا به جا کند همچنين سرعت نقل مکان بسيار بالايي دارد مي تواند مثلا ظرف 5 دقيقه فاصله بين لاهور و تهران را طي کرده و برگرد

3- جن ابزار ساز نيست وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است

۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف مي کنداما به مقداري بسيار کمتر از انسان.

۵-جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارندتوليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند

۶- جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند حدود 1000 سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدين شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين ميروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند

۷- جن داراي عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش و قوه تشخيص است به اضافه هوشي سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده

۸- جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان!

۹- معروف ترين جن ابليس يا همان شيطان نام دارد که وصف حال او را شنيده ايد که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيداما چون حاضر به سجده بر انسان يعني شريک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد

۱۰- طبيعت بين جن و انسان فاصله گذارده است اين پرده عبارت است از شان وجودي آنها و هراس طبيعي هر دو از هم .جن طبيعتا انسان را مي بيند اما انسان جز در شرايط خاص قادر به رويت جن نيست

۱۱- جن در شرايطي قادر به تسخير انسان و انسان در شرايطي قادر به تسخير جن است انسان مسخر شده را مجنون يا ديوانه يا ديو زده و جن تسخير شده را موکل مي نامند گويند خود جنيان بر سه قسمند ديو.جن وپري که از لحاظ مکاني مادون فرشته هستند

۱۲- جن مي تواند در مواردي تربيت شده به انسان خدمت کند چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالاي لاما نه اوليا الله و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه مي کنند توصيه نکرده اند اما همگي وجود آنها را تاييد کرده اند

۱۳- جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي با ما هستند ظاهر نمي شوند اما حاضرمي شوند و بعضي از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند يکي از راه هاي دور کردن جنهاي مزاحم خواندن و آويختن 4 آيه از قران است که با قل شروع مي شوند و بسياري ادعيه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرور چيست!؟

۱۴- جن ها بعضي از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند و کمکمان مي کنند همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق) را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزي خود را اعلام مي کنند خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت. بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند

۱۵- اما آنان که ماوراي طبيعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند: کساني که انچه که نمي بينند را باور ندارند اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه هاي تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند اين تيپ آدمها از 7 سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش و گروه آخر کساني که جنها دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش يک روح برايشان شيرين کاري مي کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند

جن براي انسان از انسان خطرناک تر نيست همانطور که انسان براي کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين 35 ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نيست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است

۱۶- در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاري ندارند ماهم به آنها کاري نداريم ازدود و دم و سر و صداهاي شهر و بوي فاضلاب و توالت فراريند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اينکه به عقيده من با تمام اين اوصاف تفاوت اساسي با ما ندارند زيرا که : آنها هم رنج مي کشند. (این هم از لینک تفسیر کامل سوره جن که مال علامه شهيد مطهري و خیلی هم جالب و مفید)

منبع: arvaah.org

ویرایش: Axiom

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
كشتي تايتانيك و نفرين فراعنه

جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 8:36

داستانهایی در مورد كشتي تايتانيك و نفرين فراعنه!

بزرگترین وبلاگ مسائل ارواح wWw.Axiom-Elf.Blogfa.Com 

همه ما حتما در مورد كشتي تايتانيك و غرق شدن اون چيزايي خونديم  و ديديم ولي اينكه چه جوري اين كشتي بزرگ كه همه اونو جاويد و غرق نشدني مي دونستند با كوه يخي برخورد كرد و غرق شد به جز علل فيزيكي كه براي غرق شدن اين كشتي بيان شده يه علت متافيزيكي هم براي اون بيان شده كه  مربوط به نفرين فراعنه هست طبق نوشته هاي موجود در اهرام مصر اشخاصي كه بخواهند به جنازه هاي موميايي شده خانواده فرعون نظري داشته باشند به عذابي جاويد مبتلا مي گردند كه بعضي از مصر شناسان براين باورند كه تاتموس سوم يكي از فراعنه مصر جهت ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مان ان عصر و جلوگيري از مقبره ها به كاتبان دستور داده بود تا در كتيبه هاي  سنگي متن نفرين نامه وي را حك كنند در سال 1911 ميلادي تاجري فرانسوي به نام رنه موروا كه در كشور انگلستان به كار تجارت اشياي قديمي مشغول بود و در زمينه صنعت كشتي سازي نيز سرمايه گذاري مي كرد به همراهي كاپيتان اسميت ومهندس اندروز به مصر مي روند بر حسب تصادف در انجا شاهد خريد و فروش تابوتي قديمي متعلق به معبد امون  مي شوند كه در قرعه كشي شركت مي كنند و اين تابوتو خريداري مي كنند اين تابوت ارزش هنري زيادي داشت و داراي حكاكي هاي نفيسي بود و درون ان جنازه موميايي شده همسر فرعون شانزدهم مصر بود و ديواره هاي تابوت از طلا و عاج بر روي سنگ ساخته شده بود موروا از خريدش خوشحال بود و انرا پيك خوشبختي خودش مي دانست ولي برخلاف نظرش از زماني كه ان تابوت به زندگي او وارد شد دچار بدبختي ها و تيره روزي هاي بي شمار شد هنوز چند روزي از خريد ان نگذشته بود كه بر اثر گرفتگي لوله تفنگش دست راستش مجروح وقطع شد مغازه اش در اتش سوخت و دچار بيماري سل شد و در عرض يك ماه بطور كلي بد بخت و ورشكست شد مورو اپس از فكر كردن زياد متوجه تابوتي شد كه خريداري كرده بود و با خود فكر كرد كه اين گرفتاريها درست پس از خريدن اين تابوت شروع شده اند و بسراغ ان رفت بمحض نزديك شدن به تابوت از ترس بر جاي خود ميخكوب شد غير قابل باور بود و لي حقيقت داشت موقعيكه انرا خريداري كرده بود ساعتها به تصويري كه روي تابوت حكاكي شده بود نگاه كرده بود تصوير داراي لبخند و چشماني بسته بود . اما اين بار فرق مي كرد چشمان تصوير باز بود و هيچ نشانه اي از تبسم بر ان نبود و گويي با نفرت بر او نگاه مي كرد .پس تصميم به فروش ان گرفت ولي نمي خواست در اين كار عجله به خرج دهد و به قيمت پايين بفروشد. در همسايگي خانه او بيوه ثروتمندي بود كه از زمان مراجعت او از مصر هر روز به خانه انها مي امد و ساعتها در مورد مصر و تمدن كهن با او صحبت مي كرد انگونه كه بعدها خانم همسايه در اخرين ساعات مرگش به كشيشي كه به بالينش حاضر شده بود گفت كه وقتي به خانه موروا رفتم ديدم كه ا. بر جاي خود خشك شده و به چشم هاي تصوير روي تابوت خيره شده اولش فكر كردم در همان حالت مرده است ولي زمانيكه نزديك شدم متوجه لرزش خفيف بدنش شدم فهميدم دچار شوك شديدي شده پشتش را ماليدم و به زور يك فنجان قهوه به او خوراندم . پس از بيست دقيقه موروا به حالت عادي برگشت و با گريه گفت چشمان تصوير باز شده و روح ملكه در اين اتاق قدم مي زند من كه به بد شانسيهاي يك ماه قبل او واقف بودم گفته هايش را از روي فشار عصبي دانستم و براي انكه خونسردي و ارامش را به او باز گردانم گفتم: در مورد موميايي تو اشتباه مي كني و براي اينكه خيالت ازين بابت راحت باشد من حاضرم انرا به قيمت خوبي از تو بخرم انتظار برخورد شديدي از جانب وي را داشتم چون دو هفته قبل در مورد فروش ان صحبت كرده بوديم وي برخورد تندي نشان داده بود با شنيدن اين حرف جان تازه اي پيدا كرد و بدون انكه مبلغ پيشنهادي را بشنود گفت باشد انرا به تو فروختم  در ان لحظه خيلي احساس خوشحالي مي كردم ولي اي كاش هرگز انرا نخريده بودم. موروا با فروش تابوت تمامي بدبختي هايش را نيز به خانم بيبسكو انتقال داد.همانروز ورود مادرش از پله ها سقوط كرد و نخاعش قطع شد مردي كه قرار بود با او ازدواج كند بي هيچ بهانه اي كنار كشيد و او را تنها گذاشت مرغ و خروسهايش بصورت دست جمعي مردند . سه سگ گرانبهايش در يك لحظه هار شدند و بطرف يكديگر حمله كردند و در نهايت انها را با تير خلاص كردند و خود خانم بيبسكو هم به بيماري جذام مبتلا شد و با زجر فراوان در گذشت.كشيش تگنر كه در اخرين لحظات بالاي سر خانم بيبسكو بود پي به اين راز مخوف برد و پاپ اعظم را در جريان امر گذاشت و طبق دستور كليسا مي بايست هر چه زودتر به اهرام مصر باز گردانده شود و ماموريت انتقال ان به كشيش سپرده شد. موروا دو روز بعد از مرگ خانم بيبسكو در گذشت و تحقيقات بعدي نشان دادند كه فروشنده اصلي نيز چندي قبل بر اثر يك اشتباه فوت كرده است. اما مادر عليل خانم بيبسكو كه تنها وارث وي بود اعلام كرد كه جنازه موميايي و تابوت انرا به موزه مردم شناسي لندن اهدا مي نمايد . مسئولان اين موزه با خوشحالي قبول كردند و انرا به موزه انتقال دادند فاجعه هاي پيش بيني نشده  ان موميايي پاياني نداشت و براي دست اندر كاران ان موزه نيز درد سرهايي  فراهم كرد بعنوان نمونم نقاش ايتا ليايي بنام اميل كانتيني در طول شش ماه تلاش چندين بار خواست از تصوير ملكه مصري تابلويي تهيه كند و هر بار بدلايل نا معلومي موفق نشد و اخرين بار كه تصوير را تمام كرد و سوار درشكه شد تا انرا به گالري نقاشي اش ببرد در بين راه ناگهان چيزي متحرك و سفيد از اسمان بر بالاي سر درشكه نمايان شد و موجب رم كردن اسبها شد و تابلو كاملا تخريب شده بود و فقط چشمهاي ان سالم مانده بودند كه به وضع تمسخر اميزي بوي مي نگريست. اتش سوزي موزه لندن نيز در سال 1911 يكي از رويدادهايي است كه هنوز علتش مشخص نشده و عده اي بر اين باورند كه به علت وجود تابوت در اين موزه صورت گرفته چرا كه در هنگام وقوع فاجعه شبحي را در حال پرواز در بالاي اين موزه ديده اند. ديگر براي مسئولان موزه جاي درنگ نبود و بايد از شر اين تابوت خلاص  مي شدند با تلگرامي فوري موضوع را با موزه مصر شناسي نيويورك مطرح ساختند . پرفسور اچ . دي . زيگلز كارشناس مصر شناسي در ان عصر توانست دست اندر كاران موزه نيويورك را متقاعد سازد كه گفته هاي انگليسيها از خرافات سر چشمه گرفته است و اخر سر انان در پاسخ به تلگراف اعلام نمودند كه ملكه موميايي شده را با  كشتي تايتانيك به امريكا بفرستند تا در اين موزه نگهداري شودو مطمئنا ان ملكه از بودن در كنار ساير نمونه هاي مصر باستان خوشحال خواهد شد و دست از بازيگوشيهايش بر خواهد داشت. اين پايان ماجرا بود و تابوت فوق به كاپيتان اسميت و مهندس اندروز سپرده شد تا بوسيله كشتي تايتانيك به امريكا برده شود اين دو تنها كساني بودند كه در انروز از چگونگي خريدو حمل ان با خبر بودند و بنا بر ترسي كه از تهمت قاچاق كالا و ميراثهاي فرهنگي سكوت را تر جيح دادند و كشتي تايتانيك غرق شد و ملكه مصري توانست از دو دشمن قديمي خود نيز انتقام بگيرد . ايا مي توان همه اين رويدادها را بر حسب تقاطع زمان و تصادف گذاشت اگر اين طور باشد پس موضوع شبح كه بارها مشاهده شد چگونه مي توان توجيه كرد؟   

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
برخورد با مرگ

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 9:4

www.axiom.dom.ir

کوبلر راس می‌گوید هر آدمی وقتی خبر مرگ قریب‌الوقوع خودش را می‌شنود  از چند مرحله روان‌شناختی عبور می‌کند «در میان همه موجودات روی زمین، تنها انسان است که از مرگ می‌ترسد و مرگ برایش اهمیت دارد. زیرا تنها آدمی است که به مرگ می‌اندیشد و در واقع می‌تواند به مرگ بیندیشد.» اینها جملات یک فیلسوف معاصر غربی است؛

نوربرت الیاس

خیلی سخت است که بخواهیم از مرگ صحبت کنیم اما جملاتمان فیلسوفانه و انتزاعی نشود. با این وجود در قرن بیستم یک خانم روانپزشک دست به کاري کاملا تجربی و عینی در مورد واکنش به مرگ زد؛ او به سراغ بیمارانی رفت که خبر مرگ خودشان را شنیده بودند و دید که تقریبا تمام آنها برای پذیرش این خبر، مراحل روان‌شناختی یکسانی را پشت سر می‌گذارند. این روانپزشک آمریکایی - سوئیسی با این تحقیقش یک عنوان عجیب و غریب به نام خود اضافه کرد و از آن به بعد او را با این عنوان صدا زدند:....

بقيه مطلب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
نظر ارواح درباره انتقال به جهان های روحی

دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 7:19

نظر یکی از ارواح درباره زمان انتقال به جهان های روحی

انتقال از جهان حیات به عوالم روحی معمولا به دو صورت انجام می گیرد

1-مرگ معمولی یا طبیعی

عده ای از افراد پس از آنکه به کسالتی دچار می شوند مدتی در بستر بیماری بسر می برند و از نیروی حیات جسمانی آنها بتدریج کاسته می شود و کلیه سیالات حیات بتدریج قدرت خود را از دست می دهند و وقتی که سیالت حیات از بین رفتند و از جسم جدا شدند سر انجام آن فرد فوت می کند

2-مرگ ناگهانی

این حالت از مرگ بر اثر ثانحه یا سقوط یا جنگ و یا دلایل ناگهانی دیگری در مدت زمان کوتاهی رخ می دهد و فردی جان خود را به سرعت از دست می دهد . در این صورت دگرگونی در تغییر حالتهای روحی و جسمی بسیار سریع و ناگهانی برای وی به وجئد می آید که شناخت و درک چگونگی انتقال روح و تنپوش در این حالت به جهانهای روحی در زمان مرگ برای بشر مهم و ارزنده است


در یکی از جلسات روحی از روح حاضر در جلسه درباره چگونگی حالت و زمان مرگ سوال شد که وی در پاسخ چنین گفت: من در آخرین روزهای بیماری به بیمارستان منتقل شدم ودر یک اتاق چهار تخته بستری شدم و قرار بود صبح روز بعد از من آزمایشاتی به عمل بیاید.از آغاز غروب به من احساس بسیار شاد و خوبیدست داده بود و هر لحظه این احساس خوشی در وجود من بیشتر می شد به طوری که در اواخر شب حالت خلسه کاملی فرو رفته بودم.در نیمه های شب متوجه شدم که بدنم در رخوت و سستی خاصی فرو رفته است. در وهله نخست فکر کردم که به علت داروهای مختلف و یا محیط بیمارستان چنین حالتی به من دست داده ولی هر چه زمان می گذشت بدنم بیشتر کرخت و سنگین می شد به طوری که دیگر نمی توانستم پلک چشمهایم را باز کنم ضمن اینکه احساس لذت و آرامش زیادی در من بوجود آمده بود.حس می کردم پاهایم سرد شده گویی بدنم در داخل آب سردی فرو رفته و این سرما بتدریج تمامی بدنم را در بر گرفت با قدرتی زیاد تلاش کردم تا توانستم خود را از آن کوه یخ برهانم.در این حال خود را کاملا آزاد احساس کردم ولی جسمم چون تکه چوبی روی تخت بیمارستان ساکت و آرام افتاده بود . در تعجب بودم که چگونه تا کنون توانسته بودم با این جسم سنگین و سرد زندگی کنم.در آن وقت در چنان حالت خوب و آرامشی بسر می کردم که هرگز در تمام طول عمر خود به این گونه لذت و خوشی و احساسی دست نیافته بودم در این زمان پرستار جهت دادن دارو به بیماران وارد اتاقشد و تا چشمش به صورت من افتاد متوحش شد و دیگران را صدا زد در این هنگام همه به تکاپو افتاده بودند و هر یک عملی انجام می داد که جسم مرا دوباره زنده کند ولی من از این کارهای بی نتیجه آنها نگران بودم زیرا تمایلی به زندگی با جسم مادی نداشتم . در همین کشمکش های روحی و جسمی بودم که صدای خنده بلنی دقت مرا جلب کرد و متوجه شدم پدر و مادر و برادر و خواهر و پسر خاله و ... وارد اتاق شدند.جوان نیرو مندی را دیدم که مرا بوسید تاکنون او را ندیده بودم و خود را به من معرفی کرد فهمیدم که امیر پسری است که در دو سالگی او را از دست داده بودم.آنان می خواستند مرا از بیمارستان خارجشده وهمراه آنها به عوالم روحی بروم من برای آخرین بار نگاه نفرت باری به جسم مادی خود انداختم وبا سرعت زیادی فاصله بین بیمارستان و منزل را پیمودم.زمانی که وارد خانه شدم همگی افراد خوانواده غیر از همسرم خوابیده بودند .خیلی کوشش کردم که حقیقت را به او بگویم ولی نتوانستم. همراهانم به من فهماندند که در حال حاضر نمی توانم با کسی از افراد خانواده تماس بر قرار کنم.لذا به همراه آنان منزل را ترک کرده و در مسیری حرکت کردم که برایم ناشناس بود . در راه خیلی ها را می دیدم که در رفت و آمد هستند و ارواح زیادی هم با ما همراه بودند تا اینکه به جایی رسیدیم که من هیچگونه آگاهی از از آن محل نداشتمکه پی از آن دانستم که در جهان سوم روحی یا بهشت و در طبقه سوم مکان دارم.مدتی به فراگیری علوم مختلف روحی والهی پرداختم و پی از آموزشهای بسیاربه سمت استاد نقاشی در همان جهان مشغول بکار شدم و به ارواح درس نقاشی روحی می دهم. برای بالا بردن سطح زندگیم می بایست کارهای مفید تری را نیز انجام دهم لذا جهت این منظور باید حفاظت یک نفر را در جهان های مادی به عهده می گرفتم و من روح نگهبان یکی از فرزندانم شدم و اکنون به نگهبانی و مراقبت از او بر مبنای سرنوشت مشغول هستم

سوال شد منظور شما از روح نگهبان چیست؟

وی گفت: در عوالم روحی زمان و مکان برای ارواح مفهومی ندارد و ارواح در هر لحظه از زمان قادر خواهند بود میلیون ها کیلومتر راه را بپیمایند همان طوری که رشته های حیات در زمان زندگیبین جسم و روح افراد در ارتباط است رشته های حیات روحی هم بین من و فرزندم بر قرار است و .یعنی همان طوری که شب فردی در خواب است و روح وی از جسم فاصله بسیار زیادی دارد و در اثر کوچکترین حرکت و یا سر و صدا یا ارتعاش این رشته های روحی فورا به جسم باز می گردد و شخص از خواب بیدار می شود .درست همین حالت و با سرعت زیادتری بین من و روح فرزندم برقرار است و در اثر کوچکترین نیاز و یا خواستهایبا به ارتعاش در آمدن این رشته ها من که روح نگهبان وی هستم از ماجرا خبر دار می شوم و به سوی او خواهم شتافتیعنی با اولین فرکانس مغزی و روحی وی که انعکاس آن به رشته های پیوند روحی من اثر می گذارد خود رابه محلی که وی در آنجاست می رسانم

مجددا از روح حاضر سوال شد زمانی که شما به جهان روحی سفر کردید محیط برایتان چگونه بود؟

در پاسخ گفت:پس از مرگ به جهانی انتقال پیدا کردم درست محیطی مانند کره زمین را مشاهده کردم ولی بمراتب زیباتر و بهتر از آن بود.ساختمان و خیابان و درخت و گل و تمام زیبایی هایی را که در زمین می توان یافت در هر نقطهای از این جهان وجود دارد.

از وی سوال شد آیا زمانی که وارد جهان سوم شدی پی شیده بودی یعنی لباس به تن داشتی؟

او جواب داد بلی مدت ها با همان لباس زمان حیات زندگی می کردم ولی پس از تسلط بر عقل آنها را با لباس مورد علاقه ام تعویض کردم و لباس تازه ای به تن کردم

از روح سوال شد از گریه و زاری زن و فرزندانت پس از مرگ چه احساسی داشتی؟

در این باره گفت:از این کار لذت نمی بردم بسیار هم ناراحت می شدم.خیلی کوشش کردم که در خواب و یا بیداری به افراد خانواده ام بفهمانم که اشتباه می کنند چون وضع من در جهان روحی خیلی بهتر از زندگی در زمان مادی است ولی موفق نشدمو مدت های زیادی از گریه و زاری خانواده ام افسرده و ناراحت بودم .این مطلب باید به افراد نسل بشر گفته شود که انجام کلیه این اعمال گریه و زاری ها و دلسوزی ها را می بایست به خاطر آینده خود پس از مردن داشته باشند و روح فرد سالمی که زندگی پاکی داشته نیاز به گریه و غم و اندوه ندارد تا ارواح بتوانند با اجرای آخرین مراسم زندگی مادی در جلساتی که برای یادبود آنان تشکیل شده و همگان حظور دارند شرکت داشته باشند در غیر این صورت ارواح در مراسم خانوادگی شرکت نمی کنند

منبع : کتاب کلیات علوم روحی

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
دنیای ارواح و بهشت!!!

شنبه دوازدهم بهمن 1387 7:46

ارواح در مورد لذت بردن در بهشت چه می گویند؟

ارواحی که دارای فرکانسی متجانس و نزدیک بهم هستند , در جهان سوم , در یک عشیره روحی زندگی می کنند و تماما نسبت به یکدیگر کشش های عاطفی و قلبی و معنوی فراوانی از نظر هم فرکانس بودن دارند , و در آنجا محبت جزو لاینفک حیات ارواح است.تمام ارواحی که با افراد زمینی ارتباط برقرار می کنند , در گفتار اولیه , بر محبت کردن افراد نسبت به یکدیگر تاکید دارند , چون محبت در واقع جزئی از وجود روح اعظم کائنات است و ارواح در جهان های روحی با ابراز محبت ( بی دریغ و بدون چشم داشت ) می توانند خود را به مقام بالاتری ترقی دهند.محبت ارواح در یک عشیره , گاه بین دو نفر (زن و مرد) عمق بیشتری پیدا می کند , یعنی اثرات آن در ذات و وجود روح زن یا مرد روحی رسوخ می کند و نتیجتا این دو نسبت به همدیگر حالت جذب شدگی بیشتری را نسبت به سایرین پیدا می کنند و در نتیجه عمیق تر شدن آن , این کشش های روحی , به نوعی زندگی مشترک و مجاورت یکدیگر می تنجامد که در اصطلاح ما زمینی ها , این حالت ها نوعی ازدواج روحی نامیده می شود.
در این ازدواجها مراسم خواستگاری , عقد و عروسی , جهیزیه و ... وجود ندارد . مهمترین شرط آن , همان توافق اخلاقی و جذب محبت های طرف مقابل به نسبت کشش های روحی است , یعنی فرضا هرگاه یکی از آن دو , خواسته ای را طلب کند , طرف مقابل هم کاملا با آن خواسته موافق و همراه است . در واقع می توان گفت که همیشه نوعی ارتباط تله پاتی مثبت بین آنها برقرار است . حال آن که ما افراد زمینی , اکثر ازدواج هایمان بخاطر ارضای شهوات جسمانی , ثروت , مقام , جاه طلبی , رهایی از تنهایی , رنج , حسادت و ... می باشد و کمتر کسی را می توان یافت که واقعا بخاطر محبت و عشق واقعی ازدواج نماید , چون این چنین ازدواجها اگر به وقوع بپیوندند , مسلما تا آخر عمر در آن کوچکترین اختلافی وجود ندارد.
بسیاری از ارواح مترقی درباره لذت بردن در بهشت چنین اظهار داشته اند:
لذت های فراوانی در بهشت و عوالم بالاتر از آن وجود دارند که ارواح به نسبت تکامل عقل و روح خود می توانند از آنها به نحوه دلخواه و مطلوب استفاده کنند و لذت بردن از آنها به مراتب بالاتر از لذت های جنسی است , ولی نوع بهره گیری از چنین لذائذی برای افراد زنده مادی قابل توصیف و بیان نخواهد بود . در زمان حیات مادی برخی از افراد بشر هم لذائذی وجود دارند که کسی نمی تواند به آسانی آنها را لمس و درک و بیان نماید . فرضا کسی که خلبان نیست , از لذت پرواز بی بهره است و نمی تواند چنین لذتی را در زمان حیات مادی خود لمس کند و آن خلبان هم نمی تواند چگونگی و حالت و مقدار لذت بردن خود را از عمل پرواز , برای دیگران توصیف کند.در عوالم روحی , با گذشتن از برخی لذائذ کوچک و ناچیز , می توان به لذت های بسیار بهتر و والاتری دست یافت و هیچ فرد زنده ای در زمان حیات مادی خود نمی تواند اطلاع و یا احساس و درکی از وجود چنین لذت های روحی داشته باشد . به همین دلیل هم ذکر چگونگی بهره گیری از سایر لذائذ موجود در عوالم روحی , برای بشر قابل درک و فهم نخواهد بود.در مورد چگونگی زندگی مشترک در جهان سوم روحی , ارواح مترقی چنین بیان می نمایند:
در کره خاکی انواع و اقسام زندگانی های مشترک مادی را به صورت دوستی یا ازدواج ها می توان یافت که اکثریت آنها بر مبنای خواست های باطنی و امیال شخصی و فطری آنها نیست . ولی مع الوصف , زندگانی مشترکی بین آنها صورت خواهد گرفت و سال های متمادی به ذلایل مادی و یا به حکم اجبار و گاهی هم از روی عشق و محبت ادامه خواهد داشت.
در اکثر اوقات مشاهده می شود که دو نفر نسبت به یکدیگر علاقه چندانی ندارند , ولی تا آخر عمر با هم زندگی مشترکی را ادامه می دهند . چنین افراد , با ظاهر سازی های بی حساب و خودفریبی , زندگی خود را سپری می سازند , به طوری که هیچ یک از این زوج ها نمی توانند تا آخر عمر از افکار درون یکدیگر مطلع شوند و یکدیگر را درک کرده اند و از بودن با هم لذت می برند هم در جهان خاکی وجود دارند ولی تعداد آنها بسیار کم و نادر است.یکی از عمده ترین دلایل ازوداج های مادی بشر , لذت بردن جسمی از وجود یکدیگر است و گاهی هم این ازدواج ها ,صرفا به خاطر مادیات و یا جاه و مقام است ولی در همزیستی های روحی , هیچ یک از معیارهای فوق حکمفرما نخواهد بود و هدف از تشکیل دادن زندگی های مشترک , لذت بردن وجودی و یا بخاطر ارزش مادیات و ... نیست , بلکه پس از تشکیل زندگی مشترک , هریک از ارواح درصدد برخواهند آمد , تا هرچه زوتر طرف مقابل خود را به مرحله تکامل روحی برساند و او را در رسیدن به جهان های بالاتر روحی , یاری دهد و به سرمنزل مقصود که همان جهان هفتم روحی است برساند و ضمن انجام این همکاری ها , نیاز به لذت بردن های روحی را از وجود یکدیگر دریغ ننمایند و این امر در مرحله دوم هدف زندگی مشترک روحی آنها قرار گرفته است.
پس از بروز مرگ و انتقال روح به عوالم روحی , روح افراد خانواده, بخصوص زن و شوهری که در تمام دوران حیات مادی در حال نزاع و ناراحتی و ناسازگاری های مختلف بوده اند , به یک جهان روحی و یا در یک طبقه و یا عشیره مخصوصی انتقال نمی یابند , زیرا چنین افراد , در طول زندگانی خاکی خود به اثبات رسانیده اند که آنها تجانس روحی با یکدیگر ندارند وگرنه نزاع و یا اختلافی در بین آنها در حیات مادی به وجود نمی آمد و معمولا ارواح در عالم روحی مقابل یکدیگر قرار نخواهند گرفت و هر یک از آنها زندگانی جدیدی را برای خود شروع می نماید و اگر روح هر دو نفر آنها به بهشت انتقال بیابد , مسلما هرکدام در طبقات و عشیره های روحی بخصوص , زوج های مناسبی را برای خود انتخاب می کنند که فرکانس امواج روحی آنها با هم مطابقت کامل داشته و وجود آنها نیز سرشار از مهر و محبت به نسبت طبقه یا عشیره خود هستند.زوجاتی که از بدو زندگانی , عشق و محبت را پیشه خود ساخته و تا آخرین مراحل عمر , هیچ نوع اختلافی بین آنها دیده نشود و هیچ کدام , گذشت و بذل محبت را نسبت به دیگری دریغ نکند , در زمان پس از مرگ نیز احتمالا زندگی مشترکی با هم خواهند داشت و هر یک از این زوجات که قبلا فوت شده اند , روح او جزو اولین ارواحی است که در زمان مرگ , بر بالین دیگری حاضر خواهد شد و پس از جدائی کامل روح از جسم مادی , در مرحله نخست او را دلداری می دهد , تا هرچه سریعتر آن روح تازه وارد را آماده زندگی پس از مرگ کند , تا بتواند به عقل کامل زمان حیات خود دست یابد و علوم روحی را نیز بیاموزد و از حقیقت مرگ و زندگانی پس از آن و عوالم روحی , آگاه شود و زودتر بتواند در بهشت زندگی مشترک خود را به نحو دیگری ادامه دهد.البته این حالت در صورتی رخ می دهد که این روح زن و مرد , تجانس کاملی نسبت به یکدیگر داشته و از نظر اعمال و رفتار و کردار و اخلاق و ... در زمان حیات مادی با هم یکسان بوده باشند و هر دو شایستگی احراز یکی از طبقات روحی را به دست آورند و در عشیره بخصوصی , نیز قرار بگیرند و از همه مهمتر , این دو روح , قلبا مایل به ادامه زندگی مشترک با یکدیگر باشند , در غیر اینصورت نحوه زندگی روحی پس از مرگ هر یک از آنها به شیوه و کردار دیگری خواهد بود.ارواح نسل بشر پس از رسیدن به عوالم روحی و دستیابی به حد تکامل عقلی ,برخی از تعصبات خشکی را که در زمان حیات , نسبت به زن و فرزندان و وابستگان خود داشته اند , از دست می دهند و حقایق حیات مادی و روحی را خواهند پذیرفت. فرضا , مردی که در زمان حیات مادی دارای تعصبات زیادی نسبت به خانواده خود است و فوت می کند , از ارواح او پس از رسیدن به تکامل عقلی در مورد ازدواج دختر و یا حتی همسر سابقش سوال شود , مسلما بدون هیچ گونه تعصبی با حقیقت بینی کامل با ازدواج آنها موافقت می کند و حتی در برخی از مواقع , این روح آزاد ,شوهر همسر قبلی خود را نیز انتخاب خواهد کرد و یا از مردی که او میل دارد شوهر همسرش شود می خواهد که با زن زمان حیات او ازدواج کند , چون عوالم روحی تابع مقررات دیگری است و این عوالم خارج از بغض و حسد و کینه و تعبصبات بی جان زمان حیات مادی بوده و در عوالم روحی فقط عقل و منطق و برهان و حقیقت خداشناسی حاکم هستند و از جهل و نادانی و فساد خبری نیست . درباره فرار از جهل و نادانی , حتی ارواحی که در جهان های پست قرار گرفته اند , درصدد به سازی وضعیت روحی خود هستند , تا بتواند از آن جهان های پرزجر و عذاب , بگونه ای رهایی بیابند.برخی از تمایلات و خواست های نفسانی و عواطف و مهر و محبت های زمان حیات بشر , تا طبقه هشتم بهشت , به نسبت های کم و زیاد در ارواح باقی می مانند و از آنجا به بعد است که این نوع خواسته ها بتدریج ثقل خود را از دست می دهند , زیرا در این طبقات مختلف بهشت , خواست ها و مهر و محبت , شکل جدیدتری را بخود خواهد گرفت و ارواح نهایتا تا آخرین طبقات بهشت است که می توانند , برخی از ملکات زمان حیات و ثقل اعمال و رفتار خود را در عوالم روحی حفظ کنند چون تا زمانی که ارواح نتوانند خود را به طبقه نهم بهشت برسانند , احتمال برگشتن آنها به ماده برای تکامل مجدد روحی , وجود خواهد داشت و به همین علت هم ارواحی که در بهشت زندگی می کنند , بنا به حکم فطرت روحی نمی توانند تمام خاطرات و احساس و عواطف زمان حیات خود را در یک مرحله و یک جهان و یک باره از دست بدهند , زیرا با این عمل , تمام خاطرات و ملکات خود را که از گذشته های بسیار دور می باشند و با خود آورده اند , از دست می دهند و فراموش می کنند و به همین دلیل هم محیط زندگی در بهشت , تقریبا شباهت زیادی , با , محیط کره خاکی دارد تا این که ازواح در این جهان تغییرات چندانی را احساس ننمایند و در صورت مراجعت مجدد , جهت تکامل روحی , بتوانند محیط های مادی را بپذیرند.وجود مهر و محبت و عاطفه , تا آخرین طبقات جهان سوم روحی , تقریبا به صورت محبت های حقیقی مادی است , ولی از این جهان به بعد است که معنی محبت به شکل جدیدتری جلوه گر می شود و در ذات وجودی ارواح تجلی خواهد کرد , زیرا هدف خلقت از تکامل روحی , از این جهان به بعد کاملا تغییر می نماید و ادامه محبت های جهان سوم روحی در این جهان امکانپذیر نخواهد بود و ارواح از این جهان روحی به بعد , خود را آماده رسیدن به جهان های بالاتر می کنند , تا هرچه سریعتر بتوانند به جهان هفتم روحی دست یابند . چون از این جهان به بعد , تکامل جای خود را به تبدیل می دهد , یعنی در هر جهان بالاتر , روح دارای امواج مناسب تری نسبت به جهان هفتم می گردد.
در مورد چگونگی روابط جنسی در جهان سوم روحی نظریه ارواح چنین است:
زن و مردی که در زمان حیات مادی وابستگی های عاطفی عمیقی را که توام با عشق و محبت است , نسبت به یکدیگر دارند , چنانچه آن دو به عوالم پس از مرگ هم انتقال یابند , در صورتی که در یک طبقه روحی جهان سوم قرار بگیرند , آن رابطه عاطفی با همان شکل باقی خواهد ماند و ادامه محبت های زمان حیات مادی , در عوالم ارواح , بگونه خاصی تجلی می نماید و آن دو در یکی از طبقات بهشت نیز به زندگی مشترک روحی خواهند پرداخت و همان همزیستی مشترک را ادامه می دهند و زندگی روحی آنها که تقریبا تا آخرین طبقه جهان سوم ادامه خواهد داشت, جلوه خاصی را برای آن دو بوجود می آورد و در تمام مدت حیات روحی , از وجود یکدیگر لذت می برند , تا زمانی که وارد جهان چهارم روحی گردند و از جهان چهارم روحی به بعد , نحوه لذت بردن ارواح به شکل دیگری است و جلوه جدیدتری را به خود خواهد گرفت که درک و فهم آن به طور کلی , برای افراد نسل بشر غیر ممکن است چون از مسیر مادی و تکامل گذشته و به تبدیل رسیده اند . ارواحی که در بهشت زندگی می کنند , توسط امواجی که از جسم اثیری آنها ساطع می شود , قادر به درک و کسب لذت خواهند بود و با ارسال این امواج روحی که شدت و ضعف آن در اختیار خود ارواح است , می توانند حداکثر لذت جنسی را نسبت به خود و یا طرف مقابل به وجود آورند , زیرا در عوالم ارواح , درهم آمیختن های امواج اثیری جسم ثانی است که موجب به وجود آوردن حالت و لذائذ جنسی در ارواح می شود . کما اینکه چنین حالتی در افراد زنده نیز , تا اندازه ای صدق می کند و لذائذ جنسی هم که در تمام افراد بشر , همیشه با گونه ای ارتعاشات همراه است . این ارتعاشاتی که , از منبع مادی سرچشمه می گیرند , در اصل تنها تغذیه روح از ماده در زمان حیات مادی فرد می باشد , ولی ارتعاشات روحی از منابع اثیری و با فرکانسهایی بسیار بیشتر و قوی تر است.لذت های جنسی که در جهان سوم روحی , در اثر همزیستی های روحی بروز می نمایند , به مراتب بیشتر و طولانی تر از لذائذ جنسی بشر در زمان حیات مادی او است و نمی توان حدی را در این مورد تصور کرد , زیرا بشر به علت ادراک محدود خود , از شناخت برخی حقایق عالم حیات محروم است و به همین علت هم نمی تواند آنها را بپذیرد , ولی عدم آگاهی دلیل بر عدم وجود شیئی , نخواهد بود.ارواح در عوالم روحی , جهت نزدیکی ها در شکل اثیری , خود می توانند یکدیگر را در آغوش بگیرند و ببوسند و مشابه جسم مادی را در جسم اثیری خود بوجود آورند . البته با این اختلاف که , شدت لذت بردن های جنسی و زمان آن , به خواست و اراده خود ارواح بستگی دارد و آنها تا زمان دلخواه خود می توانند این حالت بخصوص را در جسم اثیری خود حفظ کنند . چون لذت بردن های اتحاد روحی , به مراتب افزونتر از لذت بردن های اتصال جسمی است که بشر در قید حیات مادی آن را انجام می دهد.دراثر نزدیکی های روحی , گاهی اتفاق می افتد که در جهان سوم بنا به حکم فطرت خالق , نطفه روحی تولید می گردد که نتیجه آن به وجود آمدن کودک روحی با کوکبی یا ستاره ای است (زائیدن ارواح در عوالم روحی , به صورت افراد مادی نمی باشد و در این مرحله مادر روحی فقط برخی از فرکانسها را در رحم خود احساس می کند که بتدریج قدرت می یابند و پس از زمان معینی این فرکانس ها به صورت نطفه روحی متولد می شوند) , این کودکان پس از رشد کامل در عوالم روحی , وظایف خاصی را بنا به حکم قوانین فطرت روحی انجام می دهند و گاهی هم از طریق خالق , به دلایل خاصی , به جهان های پست فرستاده می شوند و برای مدتی با ماده همراه می گردند . این ارواح برای تکامل یافتن روحی به جهان های پست فرستاده نمی شوند و چنانچه به آنجا انتقال یابند , هر یک از آنها دارای وظیفه و رسالت های خاصی هستند که می بایست آن را به نحو مطلوب در آن محیط ماده انجام دهند.
گاهی هم اتفاق می افتد , یکی از دو روحی که در عوالم روحی ( بهشت ) با شریک زندگی خود در حال گذرانیدن و ادامه حیات روحی می باشد , به دلائا مختلف روحی و قدرت های فطرت کائنات و ذات کائنات , تغییراتی در ارتعاشات موجی جسم اثیری وی به وجود می آید و آماده انتقال به یکی از جهان های پائین و یا بالاتر از بهشت می شود و یا برای تکامل ابدی به جهان چهارم روحی انتقال می یابد و یا جهت ادامه تکامل روحی , به جهان های ماده و پست مراجعت می کند.
چنین اعمال و یا اتفاقات روحی , در اصل جزو قوانین و نوامیس عوالم روحی است و ارواحی مه به عقل کامل دستیافته اند , پذیرای اعمال و یا قوانینی که از طرف ذات الهی انجام می شود , می باشند و اصولا قوانین روحی پس از دستیابی به عقل کامل روحی , جزو فطرت ارواح محسوب می گردد و قبول آن برای ارواح به صورت ذاتی در خواهد آمد . بنابراین در چنین شرایطی , این زوج روحی , باید یکدیگر را برای همیشه ترک گویند . این حالت و رویدادهای روحی را هر دو طرف به سهولت پذیرا خواهند شد و با خوشحالی تمام , این جدایی را می پذیرند و زن یا مردی که در آن طبقه قبلی خود باقی می ماند , مانند افراد بشری که در قید حیات مادی هستند , شروع به گریه و زاری و ناراحتی و ... نخواهند کرد . چون او در عوالم روحی پذیرای قوانین و نوامیس روحی در کاینات شده است و این عمل را یک اصل کلی می داند و آنرا پذیرفته است.
انتقال ارواح از طبقه ای به طبقه دیگر و یا جهان های بالاتر و پائینتر , در اصل یک نوع حالت ادامه تکامل روحی را بوجود خواهد آورد , زیرا در زمان مرگ مادی , در حقیقت یک نوع تغییر موجی صورت می گیرد که روح بشر از حالت وابستگی به امواج مادی خارج می شود و مستقلا به یک نوع از امواج اثیری تبدیل می شود تا امواج اثیری در چنین شکل و حالتی بتوانند خود را به عوالم روحی دیگر برسانند و در این مسیر از ترقی و تکامل یا دگرگونی های قوانین روحی سرپیچی نخواند کرد .زمانی که ارواح از طبقه یا جهانی از عالم ارواح , به نقطه دیگری نقل مکان پیدا می کنند , یک نوع تغییرات موجی , مانند تغییرات زمان حیات مادی می بایست در آنها صورت پذیرد تا این جابجایی و انتقال بتواند عملی شود.بروز چنین حالت هایی معمولا باعث می شوند تا یک نوع مرگ و نابودی امواج قبلی پدید آید و در اثر از بین رفتن امواج قبلی , یک سری ارتعاشات و امواج جدیدتری به وجود بیایند که روح بتواند جذب عالم دیگری شود.عمل انتقال و جذب شدن ارواح به طبقات بالاتر ( یعنی امواج روحی به امواج عالی تر ) بر طبق ناموس جاذبه , یعنی جذب شدن دو چیز که موجشان متجانس یکدیگر است , انجام می گیرد . در تولد کودکان اثیری یا کوکبی یا ستاره ای , پدر یا مادر هیچگونه اراده و دخالتی در آن ندارند و بارداری و به دنیا آوردن فرزند , فقط بنا به امر خداوند رحمان است . البته باردار شدن در عوالم روحی بسیار نادر است و بندرت اتفاق می افتد.
در حالت باردار شدن و تولد این نوزادان , تصمیم پدر و مادر هیچ دخالتی ندارد و فقط اجازه و اذن پروردگار معلوم می دارد ک هاز این زوج باید فرزندی متولد گردد یا خیر . لذا مرد یا زن روحی هیچ دخالتی در امر باردار شدن خود نمی تواند داشته باشد . چگونگی تولد نوزادان طبق اظهارات ارواح چنین است:
باردار شدن مادران در عوالم روحی , مانند زمان حیات مادی نخواهد بود و در این حالت ها اختلافات فراوانی , بین آنها وجود دارد , چون نوزادان از دگرگونی حالت های مختلف ارتعاشات جسم اثیری و اثیر عالم بوجود می آیند , لذا باعث تغییر حالت چندانی , در مادران نخواهند شد.
تمام قدرت و نیروی ادامه ارواح را در عوالم روحی , اثیر عالم هستی به وجود می آورد و نوزادانی که از جسم اثیری مادرها منشعب می شوند , از همان اثیر عالم روحی استفاده خواهند کرد و مادران مسئولیت نگهداری و بزرگ کردن فرزندان خود را به عهده ندارند , زیرا امکان دارد در این زمان فرکانس و امواج بدن اثیری آنها تغییر بیابد و به عوالم روحی دیگری انتقال پیدا کنند و به این دلایل است که والدین اطفال کوکبی خود را پس از تولد , به یکی از مراکز نگهداری و پرورش کودکان روحی تحویل خواهند داد و از این پس , مسئولین آن سازمان ها هستند که مسئولیت های مربوط به نگهداری و پرورش این اطفال را بر عهده می گیرند و از آنها مراقبت می نمایند.
این حالت های زاد و ولدهای روحی , فقط در طبقات مختلف جهان سوم دیده می شوند و در جهان های دیگر روحی نوزادی متولد نمی شود , زیرا معاشرت ها و همزیستی های ارواح در عوالم دیگر روحی , به صورت بهشت نخواهد بود و در عوالم بالاتر از بهشت , سیر تکاملی ارواح کاملا تغییر خواهد یافت و معیارهای تکاملی , صورت دیگری را به خود می گیرند و به همین علت هم تولدهای روحی فقط در طبقات مختلف جهان سوم روحی رخ می دهد و در جهان های دیگر روحی نوزادی متولد نمی شود . در جهان های پائینتر , ارواح به محبت خالص و بی ریا کافی دست نیافته اند و از جهان سوم به بعد هم سیر تکاملی ارواح به صورت تبدیلی است که با مراحل تکاملی قبلی تفاوت فاحشی دارد.
نوزادانی که بدین طریق زاده می شوند , برخی بصورت ملائکه و فرشته در خدمت خلق خواهند بود , عده ای از آنها مسئولیت های امور روحی را در جهان های روحی اداره می کنند و معدودی جهت منظور خاص الهی به یکی از جهان های مادی فرستاده می شوند که رسولان الهی را در بین افراد معمولی بوجود می آورند.

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
زمان حلول روح در جسم جنين

دوشنبه چهارم آذر 1387 21:3

به نام خدا دوستان عزیز امروز رو هم براتون در مورد روح مطلب آماده کردم فقط اون دسته از عزیزانی که دوست دارن پروفایل مدیر وبلاگ رو ببینن از این لینک استفاده کنن.

حلول روح در جسم

منشاء پیدایش روح به معنای اعم ماده است. اگر ولد را نفس فرض کنیم و والده را عالم ماده پس مخرج نفس از نقص به کمال و علت بقا و تکامل نفس، والد است و ولد که مولود والده است به مرحله ای می رسد که دیگر نیازی به والده ندارد و مسلط بر وی می شود (همان بحث تصرف در ماده کائنات توسط انسان کامل) و همسر والد می شود اینها اسراری هستند به زبان ساده به نقل از عارفی واصل. اما به نظر حقیر منشا روح حیوانی یا همان بدن مثالی و برزخی یا به قول متافیزیسین ها کالبد اثیری ماده است و روح الهی و فطرت کاملا منشاء غیر مادی دارد همانطور که اسپیریتیسم ها گفتند اکتوپلاسم از پلاسمای خون به وجود آمده مقصودشان روح حیوانی بوده که حکمای قدیم همچون ابن سینا تعبیر به بخار خون کرده اند.

بقيه مقاله در ادامه مطلب(بسيار كامل از مرحله اول تا اخر)


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
مهلت شيطان تا چه موقع است ؟

پنجشنبه دوم آبان 1387 9:8

- اين كه تا چه زمان شيطان زنده خواهد ماند؟ كى ميرد؟ به دست چه كسى كشته مى شود؟ رواياتى وارد شده و احتمالاتى داده اند كه از اين قراراند:

1. مهلت او تا روز قيامت است ؛
اين احتمال درست نيست .

2. تا روز آخر دنيا.
همان روزى كه خورشيد و ماه و ستارگان تاريك مى شوند و كوه ها مانند پشم زده شده ، روان مى گردند و درياها مانند آتش خروشان شعله ور مى شوند و تمام جن و انس و ملائكه مى ميرند.

3. مهلت او ميان نفخه اول و دوم است ؛
نفخه اول وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه موجودات جهان يك مرتبه از بين مى روند. نفخه دوم آن وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه خلايق دو مرتبه زنده مى شوند. مهلت شيطان در ميان اين دو نفخه تمام مى شود .

4. تا زمان ظهور حضرت مهدى (عج ) و به دست آن حضرت كشته مى شود.

5. تا زمان رجعت ؛
از زمان آمدن حضرت مهدى (عج ) شروع مى شود؛ پيامبر و ائمه معصوم عليه السلام دوباره رجوع مى كنند و به دنيا برمى گردند، آن وقت شيطان مى ميرد. و مدت معلومى كه قرآن بيان مى كند - همان رجعت است - كه عزرائيل جان او را مى گيرد و به زندگيش خاتمه مى دهد.
وارد شده كه در زمان رجعت ، خداوند به (ملك الموت ) مى فرمايد: جان ابليس را قبض كن كه عمر او به سر آمده و سختى ، تلخى و مستى جان كندن را كه به اولين و آخرين افراد چشاندى به او تنها بچشان . و نيز مى فرمايد:
(اى ملك الموت !) اول وارد دوزخ شو و هفتاد زبانيه با هفتاد زنجير و هفتاد كاسه از آب لظى (كه همان آبهاى جهنمى سوزان است ) با هفتاد هزار از سگ هاى جهنمى را بردار و با سخت ترين شكلى جان او را بگير.
عزرائيل هم با صورتى كه اگر اهل زمين او را با آن صورت ببينند، از ترس و وحشت ، تمام آنان قالب تهى مى كنند و مى ميرند، و به همان شكلى كه ماءمور است نازل مى شود.
شيطان وقتى او را به آن هيبت مشاهده مى كند به مشرق فرار مى كند، عزرائيل را همان جا مى بيند! به طرف مغرب مى گريزد، او را حاضر مى بيند، به دريا مى رود، باز او را همان جا مشاهده مى كند؛ در اين زمان ، (ملك الموت ) بر او بانگ مى زند كه : اى ملعون ! بايست ؛ باز فرار مى كند و مى آيد بر سر قبر آدم عليه السلام و مى گويد: اى آدم ! من به واسطه تو رانده شدم و طوق لعنت برگردنم افتاد. عزرائيل به آن سگ هاى جهنمى و ملائكه غلاظ و شداد دستور مى دهد كه بر او حمله كنند. سگ ها بر او حمله مى كنند و اطراف او را مى گيرند. ملائكه با گرزهاى آتشين بر مغز او مى كوبند تا جان خبيث و پليد او را بگيرند و به زندگى پر از مكر، فريب و كبر او پايان دهند.

قاتل شيطان كيست ؟

در روايات ديگرى وارد شده كه : شيطان به مرگ طبيعى از دنيا نمى رود، بلكه او را مى كشند و در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى او را مى كشد، اختلاف است . بعضى از روايات مى گويند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور كند آن ملعون را مى كشد. امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قيام كند، مى آيد در مسجد كوفه شيطان هم مى آيد و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گيرد و مى گويد: واى از اين روز سختى كه در كمين من است . در اين موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پيشانى او را مى گيرد و آن ملعون را گردن مى زند.
در بعضى از روايات وارد شده كه حضرت رسول كشنده شيطان است . امام صادق عليه السلام فرمود: (شيطان در زمان رجعت روى صخره بيت المقدس به دست حضرت رسول صلى الله عليه و آله كشته و ذبح مى شود).
نيز عبدالكريم خثعمى مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: (وقتى شيطان گفت : خدايا! مرا مهلت ده تا روز قيامت ، قبول نكرد و در جواب آن ملعون فرمود: تو را مهلت مى دهم تا وقت معلوم عليه السلام . و مراد از آن وقت ، هنگام رجعت اميرالمؤمنين عليه السلام به دنيا است ).
عبدالكريم گويد: از حضرت پرسيدند: آيا براى آن حضرت رجعتى است ؟ فرمود: بلى ، هيچ امامى نيست ، مگر آن كه در قوت رجعت آن امام ، مؤمن و كافر اهل زمانش با او برمى گردند. تا مؤمنان را بر كافران غالب و پيروز گردانند.
وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام با اصحاب خود رجوع نمايد، شيطان هم با لشكرش حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمين (روحا) كه از زمين فرات و در نزديكى كوفه است ، مى باشد.
پس اين دو لشكر مى جنگند، به طورى كه تا آن زمان چنان كشتارى انجام نشده باشد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: گويا اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام را مى بينم كه به پشت برگشته اند و از شدت و سختى جنگ صد قدم به عقب رفته اند و گويا آنها را نگاه مى كنيم كه پاهاى بعضى از آنها در آب فرات رفته است .
در اين هنگام ملائكه خشم الهى از پشت آب ها فرو مى آيند و جنگ به حضرت رسول صلى الله عليه و آله واگذار مى شود. آن حضرت در جلوى لشكر و حربه از نور در دست مبارك ايشان است ؛ چون شيطان نگاهش به آن حضرت بيفتد، پشت كرده و بگريزد. ياران او وقتى كه فرار او را مى بينند مى گويند: كجا مى روى و حال آن كه بر آنها غالبى ، در جواب گويد: من مى بينم آن چه را شما نمى بينيد. من از خداوند عالميان مى ترسم .
در اين هنگام ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله به او حمله مى كند و ضربتى بين دو كتف او مى زند كه به همان ضربه نابود مى شود و لشكرش نيز هلاك خواهند شد. بعد از آن ، خداوند عالميان پرستش مى شود؛ در حالى كه براى او هيچ شريكى در روى زمين باقى نمى ماند و عبادات همه خالصانه است . آن گاه اميرالمؤمنين عليه السلام در زمين چهل و چهار هزار سال پادشاهى مى كند. و عمرها طولانى مى گردد به طورى كه از هر انسانى هزار اولاد به وجود مى آيد .

شيطان به آسمان مى رود ؟ (در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
تكامل انواع موجودات از ديدگاه قرآن

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 8:36

براساس گزارش هاي توراتي و تلمود، عمر انسان در زمين بيش از هفت تا هفتاد هزار سال تجاوز نمي كند. حضرت آدم به عنوان نخستين بشر و فرزندان وي، مدت كوتاهي در زمين زيسته اند. اين درحالي است كه يافته هاي علمي قطعي از سنگواره ها و استخوان هاي سالم، عمر بشر در زمين را بيش از ميليون ها سال دانسته است. يافته هاي علوم ديگر نيز به شكل قطعي اموري مانند آن چه گفته شده را تبيين مي كند. گفتني است از علماي معاصر، افراد بسيار اندكي به اين موضوع پرداخته اند به طوري كه در اين حوزه تنها برخي چون آيت الله مشكيني(ره) پيش از انقلاب اسلامي وارد شده و كتابي در اين زمينه نگاشته است. همچنين علامه طباطبايي(ره) در آثار خود مطالبي در اين حوزه دارد. به طور كلي به نظر مي رسد كه روند و فرايند آفرينش موجودات در زمين به شكلي ديگر برخلاف افسانه ها و اسطوره هاي توراتي و تلمودي باشد. پرسش اساسي اين است كه ديدگاه قرآن و تحليل آن از آفرينش و تكامل انواع موجودات، چگونه است؟ مقاله حاضر درواقع پاسخي است به اين پرسش كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

 اثبات نظريات علمي به معني بطلان دين نيست

آنچه مهم است اين كه اثبات هر يك از نظريات علمي به معناي بطلان دين و يا آموزه هاي وحياني قرآن نيست؛ زيرا حتي اگر نظريه تكامل داروين اثبات شود به معناي نفي خداوند به عنوان عله العلل نيست؛ زيرا حتي اگر عمر انسان ميلياردها و بلكه بلياردها نيز به عقب بازگردد و يا نظريه داروين در مورد رشد و تكامل انواع تأييد شود به معنا و مفهوم عدم دخالت خداوند به عنوان عله العلل نخواهد بود. از سوي ديگر آموزه هاي قرآني به دو دسته تقسيم مي شوند؛ مواردي كه به صراحت موضوعي را مطرح و حكم قضيه را گفته است و مواردي كه به اجمال گذرانده و يا حتي سخني از آن به ميان نياورده است. حتي در برخي از آموزه هاي قرآني كه خلاف حكم قطعي عقل است نيز تأويل، امري شايع و رايج است؛ بر همين اساس گزاره «جاء ربك؛ به معناي آمدن جسمي خداوند معنا نمي شود و يا «الي ربك ناظره» به معناي ديدن باچشم نيست؛ زيرا خداوند منزه و پاك از جسم است. از اين رو آن را به تأويل مي برند تا با قطعيات عقل و حتي آموزه هاي قطعي دين كه از آن به محكمات ياد مي شود در تناقض و تضاد نباشد. از اين رو بخشي از آموزه هاي قرآني به عنوان آموزه هاي محكم و قطعي و برخي ديگر به عنوان متشابهات مطرح مي باشد. در روايات شيعي آمده كه از اميرمومنان علي(ع) پرسيده شده پيش از آدم(ع) كسي بوده است؟ آن حضرت پاسخ مي دهد آري و آن نيز آدم بوده است و همين طور چندين بار اين سؤال تكرار مي شود و پاسخ تكرار پاسخ است. بنابراين سخن از موجوداتي است كه پيش از آدم وجود داشته است.

آفرينش شگفت انسان

قرآن در آيات بسياري به مسأله آفرينش انسان توجه داده است. اين آيات به ويژه در سوره هاي بقره و حجر قرار دارد. در اين آيات تنها سخن از عناصر خلقتي است و هيچ سخني از كيفيت و چگونگي آن نيست. البته به فرآيندي اشاره مي كند كه مي تواند زمان بسياري را در برگيرد. اين كه از گل و گل متعفن و لجن بدبو شدن آن سخن گفته شده خود بيانگر فرآيند زماني طولاني است. در هيچ يك از آيات قرآني به صراحت از اين كه خداوند انسان را در چشم به هم زدني خلق كرده نيست. البته اين امكان وجود دارد و خداوند به حكم اذا اراد شيئا أن يقول له كن فيكون؛ هرگاه چيزي را بخواهد، به آن حكم «باش» مي كند و آن شي مي شود البته آفرينش آدم و عيسي بن مريم(ع) يك استثناء است و در آن عنصر اعجازي يافت مي شود ولي اين بدان معنا نيست كه فرآيند و عناصر زماني و روند طبيعي به طور كلي محو شده باشد. تنها در خلقت حضرت عيسي(ع) پدر، جاي خويش را به دميدن مستقيم روح به واسطه ديگري چون روح الامين مي دهد. با اين همه از باب اين كه ان الله يابي ان تجري الامور الا باسبابها؛ خداوند ابا مي ورزد از اين كه امور جز از راه اسباب و عوامل طبيعي جريان يابد، در همه مسايل و امور اصل طبيعي، مقدم، و قانون آن جاري و برقرار مي باشد. البته آفرينش پرنده و ساختن آن از گل و دميدن روح و جان دادن به آن توسط عيسي مي تواند بيانگر اعجاز خلقت باشد و عنصر تكاملي را از ميان بردارد و طبيعت را از گردونه تأثير و تأثر بيرون راند ولي در همان جا نيز ممكن و محتمل است كه فرآيند خلقت تشديد شده و همانند طي الارض به تعبير علامه طباطبايي زمان در هم پيچيده و گرد شود. مي توان آن را چيزي شبيه نسبيت انيشتن يافت كه در مسأله زمان مطرح مي شود و اين كه در سرعت بالاي نور چه اتفاقي براي زمان مي افتد.

آفرينش هستي در شش يا چهار روز

درآيات قرآني سخن از خلقت زمين و آسمان در چند روز به ميان آمده است. در برخي از آيات از شش روز براي خلق كلي آسمان و زمين سخن گفته شده و در برخي ديگر از چهار روز اختصاصي براي خلقت موجودات زميني بحث گرديده است. استاد حسن زاده آملي درباره واژه يوم در قرآن مانند كل يوم هو في الشأن و نيزلمن الملك اليوم لله الواحد القهار، به اين معنا اشاره داشتند كه يوم به معناي ظهور و تجلي است. هر يوم به معناي تجلي اختصاصي و كاري مهم و اساسي است. از اين رو قيامت خود يك يوم و تجلي ظهوري خداوند است. بنابراين خلقت زمين و آسمان در شش روز و يا خلقت موجودات در چهار روز به معناي چهار و يا شش تجلي و ظهور و دوره است. پس آفرينش در يك فرآيند شش دوره اي و يا چهار دوره اي تحقق يافته است. اين مسأله در آيات بسياري آمده كه آب در زمين موجود نبوده و از آسمان و كرات ديگر به زمين آورده شده است. البته درباره عنصر ديگر زمين يعني آهن نيز همين نكته وجود دارد كه نيازمند بررسي و تحليل علمي است. آيات قرآني در سوره حديد بيانگر آن است كه آهن عنصري فرازميني است و از كرات ديگر به زمين آمده است و در زمين اين امكان وجود نداشته كه آهن پديد آيد چنان كه ظرفيت زمين از ايجاد آب ناتوان بوده است و نياز بود در جايي ديگر آفريده شود و تحقق خارجي يابد و سپس به زمين انتقال يابد. از اين رو همان گونه كه براي يافتن منشأ و مبدأ پيدايش آب در كرات و كهكشان جستجو و تلاش مي شود، بايستي درباره منشأ و مبدا فرازميني آهن نيز تحقيق و پژوهش هاي علمي صورت گيرد. اين بدان معنا نيست كه نقش خداوند را ناديده بگيريم؛ زيرا همه اين ها با قدرت خداوند تحقق مي يابد و اوست كه جهان را مديريت مي كند و اگر دمي از تجلي و شأن خداوندگاري و پروردگاري خويش دست بردارد جهان و هستي نيست و نابود مي شود.

عصر دايناسورها

با انتقال آب به زمين، موجودات در يك فرآيند طبيعي و با استفاده از اسباب و عوامل طبيعي و قوانين آن ايجاد مي شود و اين گونه است كه زمين در يك فرآيند ميلياردي و يا بيلياردي توانايي زيست براي موجودات را به دست مي آورد و موجودات تك سلولي پديد مي آيند و آن گاه عصر موجودات غول پيكر مي رسد. يافته هاي زمين شناسي نشان مي دهد كه دايناسورها پديدار مي شوند و زماني طولاني در آن زيست مي كنند و بعد از آن نيز موجوداتي انسان نما كه در روايات از آن به ناس و يا نسناس ياد مي شود پديد مي آيد. در گذشته هنگامي كه مردم با استخوان هاي انسان هاي غول پيكر مواجه مي شدند آن را غول مي شمردند كه اكنون به آن نام هاي علمي داده اند؛ چنان كه در چين كه دايناسورهاي بسياري در آن يافت شده بود از آن به اژدها ياد مي شد. اژدها تعبير عاميانه از دايناسورهاست. در افسانه و اساطير ايراني نيز از سيمرغ و پرندگان غول آساي ديگر سخن رفته است كه بيانگر همان دايناسورهاي پرنده است. درباره انسان هاي پيشين نيز همين مسأله مطرح است. وقتي انسان ها در گذشته با استخوان ها و قبرها و سنگواره هاي انسان هاي غول آسا مواجه مي شدند آنان را به ناس و يا نسناس مي خواندند. در جده قبرهاي چندمتري است كه مي گويند قبر آدم و حوا، جد و جده انسان هاي امروزي بوده است و يا يكي را به حوا و ديگري را به هابيل و يا شيث نسبت مي دهند. در لبنان نيز چنين يافته هائي وجود دارد.

داستان هبوط انسان از بهشت به زمين

قرآن تحليل ديگري از آفرينش انسان به دست مي دهد كه مي تواند شگفت انگيز باشد. تا آن جا سخن از اين بود كه تنها آب و آهن پس از شكل گيري در كرات ديگر به زمين آمده ولي در آيات قرآن سخن از هبوط آدم نيز به ميان آمده است. هبوط به معناي افتادن و سقوط است. تاكنون اين سقوط و هبوط را به بعد اخلاقي و تشريعي نسبت مي دادند و اين كه آدم به خاطر گناهي از مقام خود سقوط كرده است. ولي به نظر مي رسد كه آيات قرآن بيانگر آن است كه انسان نيز همانند آب و آهن از كرات ديگر به زمين افتاده و آمده است. به اين معنا كه شكل گيري نخست آدم در زمين نبوده و در كرات و كهكشان ديگري كه از نظر وضعيت بهتر بوده شكل گرفته است و سپس از آن جا به زمين سقوط و هبوط كرده است. بنابراين انسان از كرات ديگر به زمين آورده شده است. اين بدان معنا خواهد بود كه شكل گيري انسان در زمين اتفاق نيفتاده بلكه او در محيطي غيرزميني كه قرآن از آن به جنت و بهشت ياد مي كند و در حقيقت از آب مستقيم در امان بوده و كاملا در اعتدال قرار داشته آفريده شده و مدتي بس طولاني كه چهل دوره از آن ياد مي كنند با همسر و جفت خويش زيست كرده است. آن گاه از عنصري كه نمي بايست استفاده كند استفاده مي كند و بدنش آشكار مي شود. به اين معنا كه پيش از استفاده از آن عنصر به شكلي ديگر بود و عناصر خلقي وي به اين شكل كنوني آشكار نبوده است. در اين زمان است كه مي كوشد تا خود را بپوشاند و نياز به لباس مي يابد؛ زيرا پيش از آن كه از عنصر ظاهرساز استفاده كند محيط زيست، مناسب او بود؛ پس از خوردن عنصر و بهره گيري از آن، ديگر آن محيط براي زيست او مناسب نبوده و مانند اين بوده كه در حرارت بسيار يا سرماي زياد قرار گرفته باشد و نياز به پوشش داشته و جسم كنوني اش ظاهر مي شود. دراين جاست كه ناچار مي شود تا از آن كره و محيط زيست خويش كوچ كند و به زمين بيايد كه اينجا به گونه اي با شرايط كنوني وي مناسب بود. البته قرآن بيان مي كند كه او عجله كرد و اگر عجول نبود و ا ز آن عنصر در هنگام خودش استفاده مي كرد شرايط به گونه اي براي او فراهم مي شد كه بتواند در موقعيت بهتري به زمين بيايد ولي عجله براي رسيدن به مقام خلافت وي را وادار ساخت تا از عنصر ظاهرساز جسد استفاده كند و در حقيقت مانند كودكي شد كه شش ماهه و پيش از موعد به دنيا آيد. از اين رو قرآن وي را سرزنش مي كند كه موجودي عجول است و اين كه خود را به زحمت افكنده و پيش از آن كه از نظر كمالي به اندازه اي برسد كه بتواند به زمين كوچ كند اقدام كرده است و يا ا ين كه زمين هنوز شرايط كمالي خود را نيافته بود تا پذيراي انساني شود. به هرحال اين گونه شد كه انسان از جايي ديگر (سياره اي در كهكشاني) به زمين مهاجرت مي كند. زمين بستر مناسب براي آفرينش موجودي كامل مانند انسان نبود. از اين رو نمي توان در حلقات تكاملي داروين انسان را جست و حلقه مفقوده را تشخيص داد؛ زيرا انسان در زمين آفريده نشده تا بتوان حلقه واسطه ميان انسان و ديگر موجودات را به دست آورد. قرآن با اشاره به خلقت ابليس و جنيان به اين نكته هم اشاره مي كند كه آفرينش جن نيز در زمين نبوده و در حقيقت آنها تبعيدي به زمين هستند. اما مسئله انسان هايي چون نسناس و ناس را بايد در آيات بقره جست آن جايي كه فرشتگان اعتراض مي كنند كه موجودي همانند موجودات پيشين خلق مي كني و خداوند توضيح مي دهد كه اين، موجود ديگري است كه همانند پيشينيان نخواهد بود. از اين رو دو احتمال داده مي شود. اين كه در گذشته در همان فرآيند زميني، انسان ها يعني همان نسناس و ناس خلق شده بودند و تباهي در زمين مي كردند و اكنون اين جانشين در زمين نيز همان گونه رفتار خواهد كرد. ديگر آن كه اين موجود اصولا از ريشه آن ها نيست تا مانند آنها عمل كند و در حقيقت در جايي ديگر با توانايي هاي ديگر خلق و براي خلافت به زمين مي رود. بنابراين روحيات زميني نخواهد داشت و از عناصر بلند آسماني و روح برتر برخوردار خواهد بود. هرچند كه زمين كشش هايي خواهد داشت ولي عناصر آسماني و فرا زميني مي تواند او را تقويت كند و از اعمال زشت باز دارد و موجبات تباهي زمين را فراهم نياورد.

انسان هاي كنوني، تكامل يافته نسل حضرت نوح(ع)

قرآن بيان مي كند كه از زمان نزول آدم تا نوح زماني بس طولاني گذشت كه قرآن زمان آن را بيان نمي كند ممكن است ميليون ها سال به درازا كشيده باشد. آنچه بيان مي شود تنها داستان نوح و مردم پس از آن است. از اين رو حضرت نوح را آدم ابوالبشر دوم گفته اند. به اين معنا كه همه انسان هاي ديگر به عللي از ميان رفتند و تنها فرزندان نوح توانستند در محيط دگرگون شده باقي بمانند و محيط زيست جديد را تحمل كنند. اين بدان معنا خواهد بود كه انسان هاي غول پيكر گذشته همان فرزندان آدم بوده اند ولي هر يك نوعي تكامل يافته اند كه تنها نوع كنوني كه از نوح است توانايي هماهنگي با محيط را يافته است. از اين رو مي توان گفت كه انسان هاي امروز انسان هاي تكامل يافته اي هستند كه شرايط پس از دگرگوني زميني را توانستند تحمل كنند. قرآن توضيح مي دهد كه روزي زمين و آسمان ها فرو مي پاشد و زمين و آسمان ديگري از درون آن همانند ققنوس بيرون مي آيد و در آن شرايط جديد تنها انسان هايي مي توانند باقي بمانند كه شرايط لازم را براي بقا به دست آورده باشند. اين شرايط مي تواند مادي و معنوي باشد. البته اين تفسير مادي از آموزه هاي معنايي قرآن نيست و ادعا نمي كنيم كه چيزي به عنوان آخرت نيست و دنيا ادامه مي يابد بلكه قصدمان آن است كه چرا قرآن به معاد جسماني اشاره مي كند و چرا همين دنيا را به شكل ديگري در آخرت در مي آورد؟ در حقيقت دنيا پس از نابودي به دليل عدم بقا در شكل قديم متلاشي مي شود و دوباره شكل جديدي به خود مي گيرد و از يك فرآيند بسيار طولاني كه در برخي از روايات از آن به موقعيت ياد شده زمين و آسمان بهشتي، شكل مي گيرد و به تكامل مي رسد تا زمينه براي زندگي انسان در آن محيط جديد فراهم گردد.

دعوت قرآن به تدبر

شگفت اين كه مردم براي تحقيق در اين امور تلاش نمي كنند. خداوند همان گونه كه فرمان مي دهد كه در آيات قرآن تدبر كنيد دستور مي دهد تا در آيات آفاقي و انفسي نيز تفكر كنيد؟ درباره اين كه چرا از ميان مخلوقات به شتر اشاره مي كند و مي گويد در آفرينش او تحقيق كنيد تا به دست آوريد چه فن آوري پيشرفته اي در آن به كار رفته كه مي تواند زندگي شما را متحول كند و يا درباره عناصري چون آب و آهن تحقيق كنيد كه از كجا آمده و چگونه در كهكشاني ديگر شكل و به طريقي به زمين آمده است.به هرحال تحليل درست آن است كه تكامل نه ضد خداست و نه با آموزه هاي قرآني در تضاد است. پس بايد دوباره در آيات قرآن و آيات زمين و آسمان تحقيق علمي كنيم.

منبع: روزنامه کیهان

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
نوع دیگر شبح روح یا انسان زنده است !!!

جمعه پنجم مهر 1387 9:50

نوع دیگر شبح روح یا انسان زنده است و آن در موقعی است که صاحب روح همراه با تمرکز فکر روی یک نفر نسبت به او احساسات خیلی بدی مثل خشم یا نفرت نشان بدهد. مثال این مورد در کنت انگلستان دیده شده است. در یکی از مزارع کنت شخصی یکی از همسایگانش را چند بار روی بالکن خود دیده بود که نسبت به وی به شدت فحاشی می کند. داستان از این قرار بود که زارعی سالها پیش مستاجر خانه ای بوده و نسبت به موجر خود نفرت بسیاری احساس می کرد زیرا خانه را بدون اشاره به مستاجر آن خریده بود. مستاجر در حالیکه مست بوده روی بالکن رفته و شروع به فحاشی می کند .این صحنه دو سال بعد روی همان بالکن چند بار توسط موجر و زنش دیده شد. شبح طوری شفاف بود که نرده های بالکن پشت آن دیده می شد .موجرین وقتی این قضیه را با خود مستاجر در میان گذاشتند شبح دیگر ظاهر نشد .یک مورد دیگر در ساسکس SUSSEX انگلستان اتفاق افتاده است. یک نانوایی قدیمی که چندین نسل از یک خانواده آنرا اداره می کردند فروخته شد . زن مالک جدید کمی بعد از ورود به نانوایی به شوهرش گفت که حضور یک نفر را در نانوایی می تواند احساس نماید. بلافاصله بعد از این حرف درها باز و بسته شد و ماشین های پخت نان به حرکت درآمدند و حتی زن نانوا احساس کرد که کسی او را با دست به عقب می راند . شوهر و پسر او این حالت " روح زدگی " را اجساس نمودند . این پدیده دو سال طول کشید و سر انجام با تغییر دکوراسیون نانوایی متوقف شد .این یکی از پدیده هایی بود که با وجود اینکه روحی دیده نشد اما عملیات آن انجام شد. مورد دیگر درباره ی یک معلم مدرسه بود . یک خانم معلم فرانسوی به نام امیل ساژه که در مدارس انگلستان درس می داد در یک زمان در دو مکان دیده شد . ناظرین بدن او را چند متر آن طرف تر از او دیدند اما خود امیل ساژه نمی توانست آنرا ببیند.
صدها مورد از این قبیل در مجلات مطالعات روانی , فوق روانی و کتاب های روحی آورده شده که در اصالت و صحت آنها کوچکترین تردیدی نمی توان داشت.
علت ظهور این پدیده ها را به چند دسته تقسیم نموده اند .بعضی ها معتقدند که علت این پدیده ها تصویر فکری است که انسان با تمرکز فکر خود از شخص در یک نقطه به وجود می آورد .(1)
این تصویر که به وسیله ی فکر ایجاد می شود , با مغز ارتباط داشته و همانطور که در رویا ایجاد تصاویری می نماییم به طور ناخودآگاه آن را به وجود می آوریم . تصویر به وسیله ی امواج مغزی به وجود می آید که با دستگاهی موسوم به الکتروانسفالوگراف ثبت می گردد. و وقتی شخص دارد خواب می بیند می توان آنرا تشخیص داد , زیرا حرکت چشمان بیننده خواب بسیار سریع می گردد. امواج مغزی شخص در خواب به مراتب بسیار بیشتر از شخص بیدار است. نویسنده مزبور معتقد است وقتی ما با امواج مغزی در خواب می توانیم ایجاد تصویر نماییم چگونه در بیداری نباید بتوانیم این تصویر را خلق کنیم ؟
هنگام فشارهای عصبی , مانند دردهای فیزیکی یا عصبی , امواج مغزی بسیار فعال هستند و وقتی به درجه ای از اوج خود برسند تصویر تله پاتیک از مغز ساطع می گردد. اگر کسی دارای همان ارتعاش مغزی عامل تله پاتیک باشد می تواند تصویر ایجاد شده به وسیله امواج مغز او را به چشم ببیند.
تصویر محل تله پاتیک که به این نحو ایجاد شده است می تواند ماه ها و حتی سال ها در همان محل باقی بماند. بنابراین امکان دارد که عامل تصویر فوت کند اما تصویر ذهنی او همچنان بعد از او به بقای خود ادامه دهد . این نظر می تواند جوابی باشد برای ارواحی که از دیوارها و درهای بسته عبور نموده و ناگهان ناپدید می شوند . اگر روح در طبقه همکف یک ساختمان قدیمی دیده شود , مسلما" با این فرض با خراب شدن ساختمان و تبدیل به یک جای جدید از بین نخواهد رفت و تصویر تله پاتیک همچنان به رفت و آمد خود ادامه می دهد . ارائه وجود روح بستگی به زمان ایجاد تصویر فکری یا ذهنی در محل اول خود دارد . اگر تصویر در ساعت هشت بعد از ظهر ایجاد شود احتمال دیدنش بسیار کم است و از بین می رود , اما اگر برای اولین بار در ساعت ده صبح ایجاد شود , چون مردم مکررا" آن محل را می بینند روح ( تصویر فکری یا ذهنی ) باقی مانده و مردم او را می بینند .
در شبکه چشم انسان حدود 100 میلیون سلول حساس نور وجود دارد که قادرند یک تصویر را به مغز انتقال دهند. اگرچه فقط یک میلیون بافت عصبی وجود دارد که به مغز منتهی می شوند. پس برای رسیدن یک تصویر به مغز لازم نیست که تمام سلول ها تحریک شوند .باید به خاطر داشت که حساسیت چشم در شب کمتر است زیرا فقط اعصاب میله ای شکل چشم کار می کنند که رنگ ها را ثبت می کنند .
اما هر قسمتی از چشم که مسئول ثبت رنگ هاست به یک بافت عصبی خاص ارتباط دارد , و در هر بافت دسته ای عصب میله ای شکل مورد نیاز است. بنابر این هنگامیکه عمل اعصاب میله ای شکل چشم از طریق تعدادی از بافت های محدود انجام شود , حساسیت دید کم می شود .اما درباره ی عکس این عملیات چه فکر می کنید ؟ یعنی وقتی تصاویر دید بیشتر شود ما تصویری را می توانیم ببینیم که با چشم عادی نمی توانیم ببینیم .
چشم ارتعاشات ماده را بین 380 و 760 تریلیون دفعه می تواند ببیند. پایین تر و بالاتر از آنرا نمی تواند ببیند .اگر مواد یا پدیده هایی باشند که دارای ارتعاشاتی پایین تر یا بالاتر از عدد فوق باشند چشم ما قادر به دیدن آنها نیست .(2)
آیا ارواح و اشباح نیز دارای ارتعاشاتی هستند که چشم قادر به گرفتن آنها نیست ؟ دانشمندان معتقدند که حافظه به صورت مدار بسته است و یک حرکت الکتریکی که در اطراف سلول های مغز به جنبش در می آید مداوما" به وسیله ی عمل سدیم پتاسیم به حرکت خود ادامه می دهد . یک شارژ الکتریکی کوچک که به بافت عصبی مغز ( در آنجا که عصب باصره و سامعه می گذرد ) داده شود موجب می شود که شخص تلولویی از نور را دیده و یا صدای زنگ و یا نوعی صدای کوبیدن را بشنود. حتی ممکن است انسان را وادار به فریاد کشیدن کند , اما اگرچه این شبیه فریاد کشیدن به وسیله یک علت خارجی نیست ولی شبیه یک تکان شدید داخلی است .پس می توان گفت که زیاد کردن نیروی الکتریسیته در یک نقطه مغز موجب می شود که انسان تصاویر اشباح مانند را بیند .(1)
گر چه امواج الکتریکی همواره در اتمسفر زمین در حال حرکت هستند و به بعضی از آناه به تصاویری بصری همانطور که در تلویزیون مشاهده می کنیم تبدیل می شوند اما این فرضیه که اشباح و ارواح محصول زیاد شدن نیروی الکتریسیته بعضی از نقاط یا سلول های مغز است چندان استوار نیست , زیرا اگر ارواح محصول الکتریسیته طبیعت بوده و فقط جنبه ذهنی داشتند , دیگر لزومی نداشت که برای زندگان پیامی بفرستند که حتی خود بیننده روح از ان کاملا" بی اطلاع باشد . من اگر با ذهن خود تصویری بیافرینم , این تصویر هر چه قدر هم زنده بوده و حقیقی جلوه کند هرگز نمی تواند راز مسئله ای را به من یا دیگری بگوید که خود من کوچکترین اطلاعی درباره آن ندارم و ارواحی دیده شده اند که رازهای بسیاری را فاش کرده اند .پس باید موجود و پدیده ای خارج از ذهن و " من " باشد که این راز را بداند . پس این فرضیه چندان به نظر ما صحیح نمی رسد.
صاحب فرصیه فوق یکی دیگر از علل ظهور ارواح و اشباح را کم شدن درجه حرارت می داند . امواج رادیو ییاز گرما و سایر تغیییرات در فشار های اتمسفر متاثر می شود و درست قبل یا هنگام ظهور ارواح درجه حرارت آن محیط شدیدا" پایین می آید . اما امکان دارد دو موج تله پاتیک که به یکدیگر متصل می شوند یک تغییر یدر درجه حرارت ایجاد نموده , و انرژی را به شکل حرارت استخراج نمایند که باعث به وجود آمدن تصویر شود . زیرا موقع آزمایش تله پاتیک می توان از حرارت سنج استفاده کرد و فهمید که درجه حرارت در این هنگام پایین می آید .ارواحی دیده شده اند که مدت دویست و پنجاه سال در یک محل رفت و آمد کرده اند . به نظر گرین ( روح شناس انگلیسی ) این فقط به دلیل دوباره ایجاد شدن تصویر است و هر وقت درجه حرارت پاییین بیاید تصویر دوباره زنده می شود .شبح یا تصویر ذهنی که برای یک مدت دیده می شود به وسیله حرارتی که از محیط و انسان خارج می گردد دوباره شکل می گیرد. اگر حرارت محیط و انسان شبح را دوباره به وجود نیاورد , شبح کم کم محو شده و از بین می رود .
در قرن هجدهم روح یک زن در کفش ها و دست کش های قرمز و کلاه مشکی در یکی از راهروهای یک خانه ی بزرگ قدیمی دیده شد. سال ها بعد دوباره همان روح ظاهر شد اما این بار در لباس های صورتی و کفش های صورتی و کلاه خاکستری بود. دوباره در اواسط قرن نوزدهم ظاهر شد .این بار زنی بود با دستکش سفید و موی خاکستری . باز قبل از جنگ جهانی دوم برگشت و بعد ناپدید شد . در 1971 آن محل را خراب کردند و ساختمان جدیدی ساختند , اما کارگران در هنگام کار گزارش داند که یک زن ناشناس را در کریدورهای قدیمی ساختمان دیده اند. چیزی که در این پدیده عجیب است تغییراتی است که هر بار شبح یا روح آن زن نموده است . به نظر گرین این تغییرات در ذهن افرادی است که آن شبح را با فکر ایجاد نموده اند .
یک مورد دیگر : در یک پارک عمومی در شهر SURREY انگلستان ضجه های زنانه ای هر از گاه از گوشه خاصی از یک تپه شنی به گوش می رسید . گفته می شود که در این محیط یک راهب , راهبه ای را که حاملا بوده و از او بچه دار بود زنده زنده دفن کرده است . اما راهب آنقدر از عمل خود دچار جنون می شود که بی محابا خود را در دریاچه نزدیک محل دفن راهبه غرق می کند . به همین دلیل سالهاست که روح راهب در اطراف دریاچه دیده می شود و ضجه های راهبه ی در حال دفن به گوش می رسد .(1)
پس به نظر نوسنده انرژیهای حاصله از فشارهای عاطفی در طبیعت باقی مانده و به صورت تصویر و یا صدا در می آیند و ما آنها را به طور واقعی دیده و یا می شنویم.
چند سال پیش نیز یکی از روزنامه های تهران نوشت که مردی در خیابان ظهیرالدوله بالاتر از خانقاه زن و فرزندان خود را کشت و خود نیز انتحار نمود . اما آن خانه روح زده شد و هر شب سر و صدای زیادی در آنجا به گوش می رسد و تمام شیشه ها شکسته و همسایگان مجبور به نقل از آن مکان شدند . از این نوع حوادث در دنیا شاید روزی صدها بار اتفاق بیافتد. علت آن را باید اثر فشارهای عاطفی و انرژی آزاد شده ذهن انسان که تا مدت ها باقی می ماند دانست یا عمل موجودی مستقل و فنا ناپذیری به نام " روح " ؟
(1) .Andrew Green -Ghost Hunting-Page 37.40.42
(2) میر قطب الدین محمد عنقا - از جنین تا جنان .ص 48.

منبع: کتابهای دکتر محسن فرشاد

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
مرد شاخ دار و عکس جن

دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 9:31

دوستان سلام امیدوارم سال خوبی رو داشته باشین و عید خوش بگذره در مورد دیر به دیر آپ کردن شرمنده بیشتر مطالب خوب رو گذاشتم براتون ولی به زودی با عکسهای خیلی جدید می آم که می دونم خوشتون می آد.

=============

همون طوری که تویه عکس می بینید مرد سیاه پوست شاخ داره!!! این عکس در سال ۲۰۰۳ گرفته شده البته واقعی هم هست اطلاعات زیادی در موردش نبود. همین قدرشو هم خودم فهمیدم

مرد سیاه پوست شاخ دار

عکس بالا که نزدیک شده خوب بهش دقت کنید

عکس نزدیک شده خوب دقت کنید متوجه میشین

این هم عکس آخر که اگه دقت کنید پشت پنجره یک سایه سیاه رنگ دیده میشه در توضیحات عکس نوشته شده بود که جن به نظر من هم واقعی

جن پشت پنجره

عکس بالا که نزدیک شده

عکس نزدیک شده خوب دقت کنید به نظر واقعی می آد

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عکسهای قبرستان

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 6:51

امروز رو چند تا عکس که از تو قبرستون گرفته شده براتون آماده کردم در مورد اینکه واقعی اطلاع دقیقی ندارم ولی من این چند تا عکس رو از یک سایت خارجی گرفتم امیدوارم که استفاده کنید.

=============

همون جوری که می بینید مه تویه قبرستون شبیه به یک دختر بچه شده این عکس توسط یک گروه تحقیقاتی گرفته شده و به گفته اونا این قالب سیال دختری که قبرش همون نزدیکی

قالب سیال دختر

عکس بالا که نزدیک شده خوب بهش دقت کنید متوجه می شین

مه که اگه دقت کنید شبیه روح دختر

این عکس هم تویه قبرستون گرفته شده مثل اینکه نصف شب از قبرستون صداهای عجیب شنیده می شده این عکس رو هم همون شب از اونجا گرفتن و متوجه این سایه روی سنگ قبر شدن

عکس گرفته شده از سنگ قبر

عکس بالا که نزدیک شده خوب به شکلش دقت کنید

تصویر ظاهر شده روی سنگ قبر که نزدیک شده

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
تصاویر ارواح

شنبه بیستم بهمن 1386 7:27

دوستان سلام امروز رو چند تا عکس عجیب از ارواح براتون آماده کردم که امیدوارم استفاده کنید. فقط نظر یادتون نره

=============

این عکس مربوط به یک خانه جن زده که اهالیش اونجا رو ترک کردن. برای اولین بار این عکس تویه یک سایت خارجی بوده ولی فکر کنم تو روزنامه هم چاپ شده چون خیلی عکس معروفیه

خانه جن زده که توسط جنها نامرتب شده

عکس دوم هم روح یک سرباز که میون سربازهای دیگه موقع عکس گرفتن دیده شده این عکس مربوط به جنگ جهانی دوم بوده

خوب دقت کنید روح سرباز پشت سر سرباز دیگه دیده میشه

این عکس هم واسه من خیلی عجیب بود البته باورش سخته و به نظرم عکس دست کاری شده ولی ارزش دیدن رو داره خودتون می بینید که اسکلت به این بزرگی

اسکلت بزرگ

عکس بالا که از نمای دورتر گرفته شده

اسکلت بزرگ

اینم عکس آخر که مال یک حیوان گوشت خوار عجیب که ناشناخته و تو جنگل گرفته شده به چشماش خوب دقت کنید!!!

موجود عجیب در جنگل

دانلود فیلم خارج کردن جن از بدن یک مرد عرب البته یک نمونه دیگه مثل این فیلم تویه آرشیو وبلاگ هست این هم شبیه به همونه فقط کامل تر و طولانی تره در ضمن به خاطر زیاد بودن حجم فیلم مجبور شدم کیفیتشو کم کنم امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشین.

لینک دانلود خارج کردن جن از بدن مرد عرب

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
فیلم روح دختر در زمین فوتبال عکس روح دنی

پنجشنبه چهارم بهمن 1386 7:59

دوستان سلام امیدوارم که حال همتون خوب باشه ایام محرم رو به همه تسلیت می گم امروز رو براتون یک کلیپ کوتاه از مشاهده روح تو زمین فوتبال آپلود کردم امیدوارم که استفاده کنید.

لینک دانلود فیلم روح دختر در زمین فوتبال

این عکس هم یک عکس خانوادگی که البته بعد از ظاهر کردنش متوجه وجود روح هم تویه عکس میشن احتمال داره این روح یکی از اعضای خانواده به اسم دنی باشه که مدتی قبل فوت کرده

روح با فلش قرمز رنگ مشخص شده

عکس بالا که نزدیک تر شده خوب به اجزای صورتش دقت کنید

روح دنی در یک عکس خانوادگی

تو این عکس هم دقیقا اجزای بدن و صورت با خطوط سفید رنگ مشخص شده تا بهتر متوجه بشین

اجزای بدن روح که با خط سفید مشخص شده

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
بررسی علمی روح

سه شنبه ششم آذر 1386 8:6

متاسفانه بعضی از افراد نه از دنیای ماوراء چیزی می دونن نه هم اینکه از خودشون مطلب دارن و مطالب ما رو دزدی می کنن من که نمی دونم بهشون چی بگم جالب اینجایه که ادعای دوستی هم می کنن در ضمن به زودی مشکل سیدی رو هم بر طرف می کنم و می تونید از یک فروشگاه اینترنتی معتبر خریداری کنیدش

دوستان عزیز سلام بلاخره بعد از یک مدت طولانی براتون یک پست درست حسابی آماده کردم امیدوارم که استفاده کنید البته واستون یک خبر هم دارم مستندی رو که خیلی قبل تر بهتون گفته بودم رو آماده کردم دوستان اگه خواستن می تونن به ایدی وبلاگ یعنی Axiom_Elf پی ام بدن عکس سیدی رو هم گذاشتم تا ببینید.

تصویر سیدی

=============

شاید این عکس در نگاه اول جنین انسان به نظر بیاد ولی اگه خوب دقت کنید متوجه دست و پای بلندش می شین که اصلا شبیه به بچه انسان نیست

تصویر بچه عجیب خوب به دست و پای بلندش دقت کنید wWw.Axiom-Elf.Blogfa.Com

مطلب بعدی که براتون آماده کردم یک کتاب جدید که توش در مورد روح نوشته شده دوستانی که می خوان نظریات علمی رو در مورد روح بدونن حتما دانلود کنن در ضمن قالب این کتاب خیلی جدیدتر از قبلی ها هستش من پیشنهاد می کنم همه دانلودش کنن

موضوعات کتاب:

 بررسی علمی و فلسفی روح

ایده روح از کجا آمده است؟

پیامبر اسلام و قرآن و نظرات اسلامی پیرامون روح

بررسی دلایل رایج برای باور به روح

لینک دانلود کتاب بررسی ارواح

نکته: پسوند این کتاب اجرایی هستش "exe" و این به خاطر اینکه تویه هر سیستم عاملی به راحتی بدون هیچ نرم افزار خاصی اجرا بشه. و هیچ ویروس یا برنامه مخربی نداره می تونید با چندتا آنتی ویروس چکش کنید.

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
فتیله جنها و دعای محافظت انسان در مقابل جنیان و رفع آنها!!!

دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 8:12

دوستان عزیز سلام امیدوارم که حال همه خوب باشه امروز رو براتون ۲ تا مطلب جالب آوردم که امیدوارم به درد بخوره فقط تو رو خدا من این همه زود به زود پست می ذارم یک نظر هم بدین دیگه...

============

یک فتیله جن که روی خودش توضیح داده چی کار باید کنید.

فتیله جن

این هم دعای مربوط به رفع جنیان.

خواندن آیه الکرسی و چهار قول و حمل کردن این دعاها که مانع نزدیک شدن جن به انسان می شود. و در خواص السؤر آمده است، امام صادق (ع) فرموده: سوره مبارکه ((احقاف)) را به جهت دفع دیو و پری هفت بار بخواند و نبز منقول است که هر کس این سوره را بنوبسد و همراه خود داشته باشد از شر دیو و پری امان است و در خواب و بیداری از همه محذورات محفوظ می ماند و اگر شب آن را زیر بالین گذارد هیچ آسیبی در موقع شب به او نمی رسد!!!

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
فرق جنیان و فرشتگان!!!

چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 4:31

توضیح: ملائکه عطر و بوي خوش و پاکيزگي وضو و غسل را دوست دارند و هر جا بوي خوش باشد، متوجه آنها مي شوند و از ظلمت و جاي متعفن بدشان مي آيد. ولي شياطين و اجانين جاهاي تاريک و محل هاي متعفن را دوست دارند و در گلخن حمام و جاهاي کثيف جن فراوان است.

 

1. جايي که معصيت شود، فرشته وارد نمي شود ولي جن در آنجا زياد و فراوان است.

 

2. در خانه اي که سگ باشد، فرشته گريزان است ولي جن به آن خانه وارد مي شود!!!.

 

3. در جايي که مجسمه و عکس صاحب روح باشد، فرشته وارد نمي شود ولي جن داخل مي گردد.

 

4. در اتاقي که جنب و حايض باشد، فرشته وارد نمي شود اما جن وارد می شود.

 

5. در خانه اي که آلات موسيقي باشد، فرشته داخل نمي شود.

 

6. ملائکه لباس سفيد، قرائت قرآن و منزل امام و ولي خدا را دوست دارند.

 

7. جن ها از سخن چيني مسرور و خوشحال مي شوند.

 

8. فرشتگان از زنهاي محجبه مسرور و شاد مي گردند و منازلي که چنين زنهايي دارند، جن از خانه بيرون مي رود.

 

9. جن به زنهاي بدون مقنعه و روسري، اگر چه در منزل باشند، علاقه دارد البته اصناف کفار از جن.

 

10. ملائکه از موجودات عالم بالا و عالم ملکوت مي باشند و جن ها از موجودات عالم پائين هستند.

 

11. جنس ملائکه از نور است ولي جنس جن از آتش خالص است.

 

12. فرشتگان غذا نمي خورند و ازدواج هم نمي کنند ولي جنيان هم غذا مي خورند و هم ازدواج مي کنند همچنین دارای فرزند هم می شوند.

 

13. جن ذريه دارد ولي ملائکه ذريه ندارند.

 

14. ملائکه گناه و تخلف امر پروردگار را نمي کنند، بخلاف جن که گناه و تخلف از امر الهي مي کنند.

 

15. فرشتگان مرگ، شرک و رفتن به جهنم ندارند ولي جن ها مرگ دارند، شرک دارند و ستمکاران آنها به جهنم مي روند.

 

16. شيطان و جن (نه تمام جنها) دشمن انسان و بشر بوده و هستند ولي ملائکه نه تنها دشمن انسان نبوده، بلکه بر آدميان استغفار مي کنند و از درگاه پروردگار حکيم طلب آمرزش براي آنان مي کنند.

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
کلیسا های تسخیر شده از سوی ارواح!!!(چند تا عکس)

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 8:33

صومعه بتل سال 1066 میلادی از سوی ویلیام فاتح بر روی زمینی که محل پیروزی او در نبرد هستینگز بود بنا شد. بنا به گفته افسانه ها , یک چشمه ارواح هر از چندگاه بر محراب این صومعه پدیدار میشود, محرابی که به یاد کشتار خونین دشمنان ویلیام فاتح برپاشده بود/ نورمن ها محل نبرد هستینگز را ((سنلاک)) می نامند که ((دریاچه خون)) معنا میدهد. شاهدانی ادعا کرده اند که به هنگام بارش باران از زمین این ناحیه جوی های خون به بیرون نشت پیدا میکند.هنری هشتم پادشاه انگلستان در سال 1538 یعنی تقریبا 800 سال پس از بنای صومعه بتل آن را به سر آنتونی براون بخشید و یک راهب در مراسم جشنی که به همین مناسبت برپا شده بود سر آنتونی براون را نفرین کرد چرا که به اعتقاد این راهب تصاحب اموال کلیسا یک عمل کفر آمیز به شمار می رفت. حدود 200 سال بعد از این ماجرا املاک موروثی سر آنتونی براون موسوم به ((ماندری هال)) آتش گرفت و نابود شدو یک قهته پس از آن نیز آخرین وارث این خانواده در دریا غرق شد. یک شبح متداوما در محراب صومعه بتل دیده شده . می گویند این شبح متعلق به همان راهبی است که سرآنتونی براون را نفرین کرد. مالکین فعلی صومعه معتقدند که صومعه بتل همچنین از سوی ((دوشس کلیولند)) که برای مدتی در این صومعه اقامت می کرده نیز تسخیر شده است.

علم یا ماوراء الطبیعه؟

خاک اطراف صومعه بتل دارای مقادیر زیادی آهن است . این امر می تواند دلیل علمی موجهی برای توهم خونریزی از زمین به هنگام بارندگی باشد. در واقع این آب باران است که با آهن قاطی شده و به رنگ قرمز در می آید پدیدار شدن چشمه ها نیز می تواند دلایل علمی داشته باشد . با وصف این بسیاری از شاهدان که با همدیگر نیز ارتباطی نداشته اند ادعا کرده اند که اشباحی را در صومعه بتل دیده اند . برای این موارد هنوز هیچ توجیه علمی ای یافت نشده . کارشناسان بر این باورند که وقوع انبوهی از مرگ های خشن در این صومعه طی قرن های گذشته , میتواند ریشه اصلی پدیده های عجیب در محل این صومعه باشد.

کلیسای جامع کانتربوری:

کلیسای امع کانتربوری در کنت انگلستان , در قرن دوازدهم میلادی از سوی توماس بکت که از 1160 تا 1170 اسقف اعظم کانتربوری بود, بناشد و عاقبت نیز خود او در همین کلیسا به قتل رسید. کلیسای مذکور هم اینک به عنوان یک زیارتگاه مورد توجه مومنان مسیحی است . با وصف این , روحی که این کلیسا را به تسخیر خود در آورده روح توماس بکت نیست بلکه روح یک اسقف دیگر به نام سایمون سادبوری است, روحی که ظاهرا برای قرن های متمادی در این کلیسا مشغول قدم زدن است . سایمون سادبوری سال 1381 از سوی وات تایلر رهبر انقلاب دهقانی کشته شد. سادبوری مرد رنگ پریده ای با یک ریش بلند خاکستری بود/ روح وی بویژه برج اصلی کلیسای جامع را تسخیر کرده است. در طی 100 سال اخیر حداقل صد گزارش از مشاهده روح این اسقف در کلیسای جامع کانتربوری ارائه و ثبت شده است.

نل کوک:

دهلیزی در کلیسای جامع کانتربوری وجود دارد که به آن مدخل تاریکی می گویند. گفته میشود که این دهلیز از سوی روح زنی به نام نل کوک تسخیر شده است. نل کوک خدمتکار یکی از کشیش های کلیسای جاممع بود. او هنگامی که فهمید که جناب کشیش سر و سری با یک زن بدنام دارد به حدی عصبانی شد که کشیش و معشوقه اش را مسموم کرد. نل کوک به جرم این جنایت دوگانه ای که مرتکب شد در زیر زمین کلیسا , در همانجایی که به ((د8لیز تاریکی )9 معروف است زنده به گور شد. گفته میشود که روح نل , دهلیز مذکور را به تسخیر خود درآورده . این روح آنطور که ادعا شده بویژه در عصرهای جمعه زمانی که هوا ابری و تاریک است ظاهر میشود. می گویند هر کسی که بدشانسی بیاورد و روح نل کوک را در کلیسای جامع ببیند پس از مدت کوتاهی میمیرد. ادعا شده روح یک راهب نیز در رواق های کلیسا ظاهر میشود . این روح حالتی اندیشمند دارد.

صومعه وبرن:

صومعه وبرن در ((بدفورد شایر )) انگلستان در میانه قرن هجدهم دوباره سازی شد. این محل تقریبا 200 سال خانه دوک های بدفورد بوده و ادعا شده که از سوی چند روخ مختلف به به تسخیر در آمده است. بنا به گفته کتاب ((خانه های جن زده در جهان)) آخرین تسخیر شدگی که در این صومعه واقع شده مربوط به روح مرد جوانی است که ابتدا خفه و سپس در رودخانه غرق شد. گرچه این روح نمی تواند دیده شود اما درهای صومعه برای او باز و بسته میشود و این در حالی است که وی در داخل اتاق ها شروع به قدم زدن میکند. شاهدان ادعا میکنند که دستگیره درها برای این روح به پایین حرکت می کند و سپس در باز می شود. گویی یک فرد نامرئی وارد اتاق شده است. در طی زمانی که روح طول اتاق را می پیماید در طرف مقابل برایش باز میشود و پس از رفتنش در دوباره بسته می گردد. گفته میشود که روح یک راحب نیز صومعه وبرن را تسخیر کرده است این روح غالبا در سرداب صومعه دیده شده , جایی که راهبان صومعه در آنجا را دفن کرده اند. این روح شاید متعلق به رئیس راهبان صومعه باشد که در پی مخالفتش با ازدواج هنری هشتم و آن بولین به دار آویخته شد. گفته میشود خانه ویلایی جنب صومعه وبرن از سوی روح مادربزرگ دوک فعلی ساکن در این خانه تسخیر شده است. مادربزرگ دوک چندی قبل در یک سانحه هوایی کشته شد. گرچه این روح هرگز دیده نشده است اما برخی از شاهدان ادعا کرده اند که به هنگام حضور در این خانه ویلایی ناگهان احساس غم و اندوه شدیدی می کنند. این ویلا محبوب ترین مکان و خانه دوشس مروم بود.!!!

=============

چند تا عکس هم می ذارم از اسکلتهای آدم و موجودات ناشناخته

همون جوری که خودتون می بینین این اسکلت یک آدم که خیلی قدمت داره

اسکلت قدیمی

این هم یک تصویر دیگه مثل اینکه این بار اسکلت یک چیز خیلی بزرگ رو پیدا کردن به هر حال این عکس رو هم ببینین خوبه

اسکلت

فسیل یک آدم نمی دونم قدمتش چقدره ولی خیلی جالب و سالم درست شده خوب بهش دقت کنید. (یکی از خوانندگان خوب وبلاگ گفته که این مال پری دریایی شاید به خاطر اینه که انتهای پاهاش شبیه ۷ و دم ماهی به هر حال در آرشیو وبلاگ از پری دریایی عکس دارم که می تونین ببینین)

فکرشو بکن این فسیل کی می تونه باشه؟

عکس یک موجود عجیب که هر چی گشتم نفهمیدم چیه به نظرم جسد مومیایی شده، شما اگه می دونین چیه بهم بگین تا مطلب رو درست کنم. (این عکس رو هم دوستان منو راهنمایی کردن و گفتن این مومیایی انسان گرگ نما)!!!

مومیایی موجود عجیب

این هم تصویر آخر البته من خودم هم به واقعی بودن این عکس شک دارم فکر کنم ساختگی باشه به هر حال معلوم نیست چیه ولی فکر کنم واقعی نیست

نمی دونم چیه

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
شناخت جن!!!

چهارشنبه بیستم تیر 1386 9:5

جن ها حدود هفت هزار سال پیش از آدمیان آفریده شدند . جن ها همچون انسان ها مرد وزن دارند و تولید مثل می کنند جن ها همچون انسان ها دارای اختیار هستند و انبیا را قبول دارند عده ای مسلمان و عده ای یهودی و مسیحی و حتی کافر نیز هستند غذای دسته ای از جن ها باز مانده غذای انسان و استخوان است جن ها قدرت طی الارض دارند و می توانند در آن واحد از یک طرف زمین به طرف دیگر زمین بروند جن ها مثل ما حتی می خوابند و بهشت و جهنم نیز دارند. وقتی بسم الله گفته شود جن های کافر از انسان دور شده و دیگر آسیبی به انسان نمی رسانند. در بلوچستان جن ها را شبیه انسان ولی با قدی کوتاهتر و پوشیده از موهای زرد ظریف دیده اند که شیار چشمان آنها عمودی و پاهای آنها مثل چهار پایان سم دارد این موجودات شبیه انسانها هستند که در همه جا وجود دارند و در شب ها فعالیت آنها بیشتر است ریختن آب جوش و نجاسات شاید باعث انتقام گیری آنها شود!!!

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
پرسش و پاسخ درباره جن

سه شنبه نوزدهم تیر 1386 7:36

1. معنای لغوی و اصطلاحی جن چیست؟

جواب : لفظ جن از استتار و پوشش گرفته شده و به هر چیز مخفی و پنهانی جن گفته می شود؛ مثلاً به بهشت که جنت گفته می شود به خاطر این است که زمین بهشت با درختان پوشیده شده است و به سپر هم جُنّه گفته شده برای این که انسان پشت آن مخفی می شود و به جن هم جن گفته می شود برای اینکه این موجودات مخفی هستند و دیده نمی شوند. حتی به بچه داخل شکم مادر هم جنین گفته می شود چون  دیده نمی شود و به دیوانه هم که مجنون گفته شده برای این است که عقلش پوشیده شده است.

و اما معنای اصطلاحی جن ، همین موجودات نامرئی هستند که خداوند پدر جنیان را از آتش بدون دود یا انرژی حرارتی آفریده که احیاناً دیده میشوند و دارای تکالیف و برنامه هایی هستند و حساب و کتاب و عقاب و ثواب خواهند داشت.

2. اگر به هر چیز پنهان و پوشیده ای جن گفته می شود پس چرا به ملائکه جن گفته نمی شود؟

جواب : به خاطر اطلاق و تقیید است، یعنی: درست که اطلاق این جمله شامل ملائکه هم می شود اما اولاً عرفاً کلمه جن را تقیید کرده اند به موارد مذکور و ثانیاً هدف از خلقت ملائکه، دیده شدن در دنیا نیست بلکه تاریخ مصرف آنان در آخرت و بهشت وجهنم است که در آنجا هم دیده خواهند شد.

3. خلقت جن چگونه بوده است؟

جواب : خلقت اولیه جن از آتش بوده چنانچه در آیه 15 سوره الرحمن و آیه 27 سوره حجر آمده است: جان را که پدر جن است از آتشی بدون دود و آتشی سوزان آفریده که احتمالاً آتش بدون دود همان انرژی حرارتی باشد که حرارت دارد اما دود ندارد؛ چون در آیه 15 سوره الرحمن فرموده: جان را از مارجی از نار آفریده و مفسران، مارج را به آتش بدون دود تفسیر کرده اند که با همان انرژی حرارتی سازگار است.

4. هدف از خلقت جن چه بوده؟

جواب : خداوند در آیه 56 سوره ذاریات فرموده : " وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلّا لِیَعْبُدُونَ " یعنی: " من جن وانس را نیافریدم مگر برای عبادت و پرستش ".

5. جنیان چقدر عمر می کنند؟

جواب : عمر آنها خیلی طولانی است وشاید طولانی بودن عمرشان به خاطر سبکی و لطافت و عدم سنگینی وفشرده بودنشان باشد. یکی از افراد جن که قبل از آدم خلق شده و تا روز قیامت زنده است ابلیس است.

پیامبر نیز یکی از نوادگان ابلیس به نام هام بن ابلیس را در یکی از کوه های مکه دید که به صورت پیرمردی است که با عصا راه می رود. از او سؤال کرد که چقدر عمر کرده ای؟ گفت: من از زمان حضرت آدم هستم و هنگام کشتن هابیل توسط قابیل شاهد بودم. بعد گفت: حضرت موسی به من تورات آموخته و حضرت عیسی به من انجیل آموخته و از آمدن تو خبر داده و بر تو سلام داده اند و به تو ایمان آوردم اینک تو نیز به من قرآن بیاموز. پیامبر اکرم (ص) نیز 10 سوره به او آموخت.

6. محل زندگی جنیان کدام است؟

جواب : چون جن از آتش آفریده شده و جسمش بسیار سبک و لطیف و شفاف است، بنابراین هم می تواند در زمین زندگی کند و هم هوا و هم داخل آب ولی در روی زمین معمولاً در خرابه ها و ویرانه ها و بیابان ها جاهایی که انسان نیست زندگی می کنند.

7. جنیان چند نوع هستند؟

جواب : روایت های مختلفی آمده که برخی از جنیان، بال دارند و در هوا پرواز می کنند و بعضی به شکل مار و عقربند و بعضی به شکل سگ و بعضی به شکل گربه و بعضی به شکل حشرات و بعضی به شکل انسان می باشند وشاید به شکل های حیوانات دیگر هم باشند.

8. صنف های جنیان کدام است؟

جواب : یک صنف از جنیان به نام "سعلات" یا "سعلا" هستند که در روز دیده می شوند و آشکار می گردند.

و یک صنف "غول" هستند که شب دیده می شوند و معمولاً غول ها در بیابان ها هستند. و یک صنف هم به نام "قطرب" هستند که تمام شب را مانند پرنده در حال پرواز می باشند. و صنفهای دیگری هم است که احتیاجی به ذکر آنها نیست.

9. آیا جنیان مرده هایشان را دفن می کنند؟

جواب : خیر، چون مرده های جن از خاک نیست تا پس از مردن بگندند و احتیاج به دفن داشته باشد و اساساً چون آنها از خاک نیستند اعتقادی هم به خاک ندارند.

10. آیا جنیان سرما و گرما می فهمند؟

جواب : خیر، چون بدنشان از آتش است لذا در هر محیط سردی قرار می گیرند پیرامون خودشان را گرم می کنند و در محیط های گرم هم که هیچ مشکلی ندارند، زیرا گرما خودش اثر آتش است و منافات با آتش ندارد.

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عکس ارواح (فیلم ارواح)

چهارشنبه سی ام خرداد 1386 7:20

دوستان عزیز سلام امیدوارم حال همتون خوب باشه امروز رو براتون ۲ تا عکس جدید آوردم امیدوارم استفاده کنید فقط نظر تادتون نره

============

توی این عکس نوری رو می بینید که شبیه بخار آب یا ابر ولی اگه بخار بود همه جا رو باید پر می کرد و به این خوبی توی عکس نمی افتاد در بعضی موارد هم افرادی که در موقع مرگ کسی بالای سر اون فرد بودن و می تونستن جدا شدن روحشو از بدن ببینن همین جور چیزی رو دیدن

خودتون خوب دقت کنید

عکس بالا که نزدیک شده

خوب به رنگ این نور دقت کنید

توی این عکس یک سایه رو می بینید که روی دیوار افتاده و شبیه صورت آدم البته شاید اتفاقی باشه ولی گودی چشمهاش خیلی شبیه به جن

دقت کنید

تصویر بالا که آمده نزدیک

خوب دقت کنید متوجه می شین

این فیلم رو هم حتما نگاه کنید یک شی نورانی که خیلی سریع از جلوی دوربین رد می شه

لینک دانلود

یک دوست هم در مورد فرق جن و روح از من سوال کرده بودن که برای گرفتن جوابشون ادامه مطلب رو یک نگاه بندازن...


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
گلایه!!!

دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 1:40

دوستان گلم سلام خوبین قبل از هر چیز باید بگم شرمنده که مدت طولانی نبودم و نتونستم آپ کنم ولی حالا آمدم البته می خوام یک سری حرف رو هم واسه بعضی از دوستان بزنم اولش اینکه خدمت اون دوستی که آمده و لطف داشته و به ما فحش داده بگم که خیلی جوجه تر از اونی هستی که بخوای با من کل کل کنی کسی مجبور نکرده تو رو بیای عکسای ما رو تماشا کنی. بعدشم خدمت داش جواد گل باید بگم که خیلی سطح فکرت پایین تو بهتره که بری با همون روغن داغ کردن واسه خودت روح بسازی آخه بدبخت اگه از وب ما خوشت نمی آد پس چرا همیشه میای اینجا و منتظر آپ کردن من هستی. خدمت سامان عزیر هم باید بگم که جیگر اگه توضیح مربوط به هر عکس رو یک نگاه بندازی نوشته شده که (شاید) این یک روح یا جن باشه هیچ عکسی به طور 100% امکان درست بودنش نیست ما هم نگفتیم با دیدن وب ما کسی با واقعیت روح به کلی آشنا می شه ببین عزیز من فقط اینا رو می ذارم برای بهتر متوجه شدن مطالب وبلاگ از روز اول هم گفتم من هدفم ترسوندن نبوده و نخواستم آرشیو عکس اینجا جمع کنم آگه مطالب قبلی وبلاگ رو بخونی می بینی که وبلاگ من بیشتر از عکس مطلب داره خلاصه دوست عزیز من شما رو مجبور به باور این تصاویر نکردم به من هم کسی اینجا شکلات نمی ده که بیام وقت الکی بذارم و مطلب چرت از خودم در بیارم و بنویسم توی وبلاگ اگه کله رو به کار بندازین می فهمین خیلی بی معنی من بیام از خودم چرت بنویسم اینجا چون برای من این کار هیچ سودی رو نداره. نمی دونم اگه من یک وبلاگ با موضوع LOVE می زدم همه می آمدن و بهم می گفتن آفرین حالا شاید اون مطلب یا شعر توی 1000 تا وبلاگ دیگه هم باشه و من فقط کپی پیس کرده باشم بعضی از دوستان میان و اینجا به ما فحش می دن ولی خودشون باید برن جایزه کپی پیس بگیرن. بی خیال این حرفا خداییش آدم رو نا امید می کنین آخرش منظورم این بود که من عکسها رو نه از وبلاگ دیگه ای کپی می کنم نه هم کسی رو مجبور به باور یا دیدن وبلاگ خودم کردم......

 

============

 

این عکس یک موجود ناشناخته به نظر واقعی میاد فکر نکنم ساختگی باشه به صورتش خوب دقت کنید

 

موجودات ماوراء

 

عکس بالا که نزدیک تر شده

 

خوب به بدن و بالهاش دقت کنید

 

به نظر شما علت این اتفاق چی بوده به نظر من این هم جز موجودات ماوراء

 

به عکس خوب دقت کنید

 

 این هم عکس یک موجود آبزی که ناشناخته و عجیب من که نفهمیدم سرش کجاشه دمش کجاشه!!!!!

 

به نظر عکس یک کوسه ناشناخته

 

این مطلب رو هم واسه آقا سامان پیدا کردم که بفهمه حقیقت روح رو چه جوری می شه شناخت

هرگز کسی نمی تواند و نخواهد توانست رموز کلیه علوم روحی و یا حتی شاخه ای از آن را در یک جزوه یا کتابی فراگیرد و یا آنرا در جزوه ای گردآوری نماید و اگر هم کسی چنین کاری را انجام دهد ادعایش غیر قابل پذیرش است و همین اصل هم برای نگارش مطالب روحی بخصوص درباره تماس با ارواح وجود دارد.از سوی دیگر در تماس های روحی همواره این امکان هست که افراد به سادگی موفق به برقراری تماس های روحی نشوند زیرا در برخی از مواقع ارواح هستند که تمایلی به برقراری تماس با برخی از افراد نسل بشر را ندارند و در این راستا هرگز فردی نمی تواند روحی را بر انجام چنین عملی وادار تماید چون نسل بشر در مقابل قدرت های روحی بسیار ضعیف و عاجز است و اگر تماسی برقرار می شود بنا به خواست و میل خود ارواح است نه قدرت افراد زنده

معمولا ارواح با افراد زیر حاضر به برقراری تماس های روحی به صورت تجسدی .تحرکی.حلولی و...نیستند چون شناخت نیرو های نهان روحی به مراتب بیشتر از آگاهی افراد زنده می باشد و به همین علت هم ارواح با استفاده از فرکانسهای عقلی و ذهنی افراد به طرز تفکر آنها پی میبرند و سعی می نمایند که موجب ناراحتی آنان با برقراری تماس های خود نشوند

1-مادیون:

این افراد در زندگی خود به جز ماده و ماده پرستیچیز دیگری را باور ندارند و دنیای روحی را به باد شوخی گرفته و آن را بی پایه و اساس می دانند و معتقد هستند که کلیه قدرت و آثار نسل بشر پس از مرگ جسم مادی برای همیشه از بیین میرود و هیچ چیزی از او باقی نمی ماند. ارواح بر این عقیده هستند که اگر کسی مایل است تا آخر عمر خویش در جهل و نادانی باقی بماند نباید به یاری و کمک وی رفت و اگر کسی به اشتباه در جهل فرو رفته و قلبا تمایل داشته باشند خود را برهاند می بایست به او کمک کرد

2-ترس بی دلیل افراد:

ارواح به دلیل رشد عقلی و روحی خود می توانند افکار و عقاید افراد جهان خاکی را دریابند و از این رو در زمان تجسد و با حضور خود در جلسات روحی وضعیت و موقعیت و حالت اشخاص حاضر در جلسه را بسنجند . به همین دلیل است که ارواح برای دوری از ترس بدون جهت برخی از افراد جلسه وجود تجسدی خود را کمتر به دیگران نشان می دهند و یا در آن جلسه حضور نمی یابند .

ارواح به طور کلی از جهت فکری و عقلی به مراتب از بشر زنده پیشرفته تر و آگاه ترند و روحی را بدون علت های الهی نمی توان یافت که در صدد آزار زندگان برآید مگر به دستور آفرینش این کار انجام شود و حتی اگر کسی بطور عمدی باعث مرگ دیگری شود و او را کشته باشد باز هم مشاهده می شود که روح شخص مرده هرگز برای انتقام جویی و یا جبران کارهای زشت عامل بر نمی آید چون ارواح در جهان روحی به حقیقت کائنات و ذات پروردگار پی می برند و تنبیهات بشر را به خداوند واگذار می کنند و خود در این امر دخالت نمی کنند ضمن اینکه ارواح با انجام فعل مرگ به آرامش و آسایش کاملی دست یافته اند و در این شرایط نیازی به انتقام جویی از کسی که موجب بهتر زیستن آنها شده است نمی باشد

3-درک نکردن حقایق روحی:

یکی دیگر از دلایل عدم تماس ارواح نا آگاهی و درک نکردن مطالب روحی به وسیله مردم است.یعنی هر قدر فهم و شعور اشخاص در زمینه های درک حقایق روحی بیشتر باشد و اطلاعات زیادتری به بقای روح داشته باشند ارواح نیز ه همان نسبت می توانند بهتر با آنها در تماس باشند و مطالب روحی را بازگو کنند

4-نداشتن قدرت مدیومی:

بسیار دیده شده است که یکی دیگر از اشکالات عدم برقراری تماسهای روحی با افراد همان نیرو و یا حالت های مدیومی آنها است که در زمان تماس ارواح نمی توانند در تن پوش آنان نفوذ کرده و کنترل بخش یا تمام جسم فرد را در دست بگیرند و مستقیما در حواس و اندیشه وی اثر بگذارند . لذا ارواح در این شرایط نمی توانند با کسی که دارای قدرت مدیومی نیستند و یا قدرت مدیومی آنها بسیار کم است تماس برقرار کنند و در نهایت به این نتیجه می رسیم که اگر افراد دارای شرایط خاصی برای بر قراری تماس های روحی نباشند انجام آن عملی نخواهد بود مگر این که با کسب علوم روحی و تمرینات آن قدرت های خویش را در این زمینه تقویت کنند تا موفق شوند.

دوستان یک مطلب هم در مورد خواب دیدن که تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
چند تا عکس و فیلم ارواح!!!(مدیومی)

دوشنبه ششم فروردین 1386 8:32

دوستان عزیز سلام امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشین امروز رو براتون چند تا عکس آماده کردم و یک فیلم از ارواح که می تونید از اینجا (لینک دانلود) دانلود کنیدش

============

توی این عکس روحی رو می بینین که به صورت مه هستش شاید هم روح نباشه و اتفاقی این حالت رخ داده باشه

دقت کنید شبیه صورت آدم

عکس بالا که نزدیک شده

دقت کنید

توی این عکس جنی رو می بینید که آخر سالن ایستاده

اگه خوب دقت کنید متوجه وجود جن می شین

عکس بالا که نزدیک شده

دقت کنید

این عکس هم که توی کتابخونه گرفته شده توش ۲ تا روح رو می بینید

خوب دقت کنید متوجه وجود 2 تا روح می شین

تصویر بالا که نزدیک شده

حالا بهتر متوجه می شین

تصویر یک روح رو می بینید که توی یک خونه قدیمی دیده شده

تاریخ و ساعت گرفتن عکس روی عکس درج شده

این عکس تویه یک کتاب فروشی یا کتاب خونه گرفته شده البته این عکس رو دوربینهای مدار بسته که اونجا بوده گرفتن!!!

روح در کتابخانه

در ادامه مطلب تمامی توضیحات در مورد مدیوم نوشته شده امیدوارم استفاده کنید.


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عکس ارواح و فیلم ارواح !!! ارواح شریر

یکشنبه بیستم اسفند 1385 13:39

دوستان عزیز سلام من دوباره اومدم با چند تا عکس واقعی و جالب و یک فیلم کوتاه واقعی از ارواح که می تونید از اینجا (لینک دانلود) دانلود کنیدش امیدوارم استفاده کنید.

=============

در حقیقت این عکس شاید یک سنگ باشه و دقیقا معلوم نیست که چیه شاید هم یک موجود ماوراء باشه به هر حال نمی شه اسم الکی براش گذاشت!!!

به پشت سرشون نگاه کنید واقعا ترسناک

اینم عکس بعدی که تصویر روحی توی اتاق و عکس گرفتن (البته غیر واقعی)

خوب به بدنش دقت کنید

توی این عکس تصویر روحی رو می بینین که روی پله، در ضمن تاریخ و زمان گرفتن عکس هم توی خود عکس مشخص

به قالب سیال دقت کنید

در ادامه مطلب در مورد ارواح ویرانگر مطلب نوشتم


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
چند تا عکس و مطلب + فیلم خارج کردن جن از بدن

سه شنبه یکم اسفند 1385 6:56

دوستان گلم سلام امیدوارم حال همتون خوب باشه امروز من براتون چند تا عکس آوردم و یک مطلب در مورد جن امیدوارم استفاده کنید.

ترس از جن

قبل از هر چیز اینو بگم که منبع این مطلب مجله خانواده سبز هستش. ظرفيتها و عكس العملهای انسانها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت و غيرقابل پيش بينی است. بنابر اعتقاداتی كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزاردهنده و موجب شر و فساد بوده اند، هرگاه بيماری لاعلاجی پيش آمده و يا اتفاق غيرقابل توجيهی روی داده به جن و شيطان نسبت داده شده است. موارد زيادی از بيماران روان پريش ديده شده اند كه بيماری خود را ناشی از ديدن اين موجودات می‌دانند و از سوی اطرافيان جن زده لقب گرفته اند. مسلم است كه وحشت، ترس و اضطراب بيش از حد، موجب بسياری از اختلالات روحی و روانی خواهد شد. به راستی كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد. ولی آيا می‌توان همه اين بيماريها را منسوب به جن و شياطين دانست؟ به طور حتم شما هم عارضه «آل زدگی» را به كرات از سالخوردگان شنيده ايد، عارضه ای كه مردم در ايام قديم و امروزه در برخی از روستاها و مناطق دورافتاده آن را باور داشته و معتقدند كه اين موجود جان زن زائو و طفلش را به خطر می‌اندازد. (چنان كه چند سيخ پياز پوست كنده را در بالای سرزائو می‌گذاشتند تا آل و جن از بوی بد پياز فرار كرده و به زائو نزديك نشوند.) در حالی كه امروزه از طريق علمی ثابت شده است عامل بسياری از بيماری ها، ميكروب و موجودات ميكروسكوپی بوده و وجود ميكروب و نفوذ آن در بدن ضعيف زائو و طفلش موجب بيماری می‌شده و خاصيت ميكروب زدايی پياز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن. و يا عوام بيماری بسياری از كسانی كه به بيماری صرع گرفتارند را به جن ها نسبت می‌دهند. حال اين ها تا چه حد واقعيت دارد، سوالی است كه می‌توان با استناد بر اين آيه آن را پاسخ گفت: «آنان كه ربا می‌خورند، در قيامت چون كسانی از قبر برمی خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده اند». (سوره جن، آيه ۲۶ و ۲۷) نابراين بسياری از اعمال نادرست كه جنبه شيطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال می‌شوند موجب اختلالات روحي، روانی گشته و در واقع يك جنون شيطانی را در فرد ايجاد می‌كنند.علامه طباطبايی (ره) می‌گويد: «تشبيهی كه در اين آيه شده كه رباخوار را به كسی تشبيه كرده كه از طريق تماس با شيطان ديوانه شده، خالی از اين معنا نيست كه چنين چيزی (يعنی ديوانه شدن) امری است ممكن، چون هر چند آيه شريفه دلالت ندارد كه همه ديوانگان در اثر «مس شيطان» ديوانه شده اند ولی اين قدر دلالت دارد كه بعضی از جنونها در اثر مس شيطان رخ می‌دهد». (سوره بقره، آيه ۲۷۵) شايد بهترين راه برای در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست؛ چرا كه جنيان نيز مانند انسان، خوب و بد دارند و از آنجايی كه در ميان انسانها زندگی می‌كنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آن ها برای هيچ كس غير ممكن نيست ولی چه بسا بسياری از اختلالات روحي، روانی كه به جسم هم آسيب جدی وارد می‌سازد، ناشی از ديدار با يك جن خوب و نيكوكار بوده و تنها ترس از ديدار با اين موجود، فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدی از سوی جنيان در كار نبوده است.

 

============ 

 

عکس اول یک کلبه قدیمی که اگه دقت کنید تصویر جن رو کنار پنجره میبینید که ایستاده و به بیرون نگاه می کنه

 

به پنجره دقت كنيد

 

عكس بالا كه نزديك تر شده

 

خوب دقت كنيد

 

اين عكس توي جنگل گرفته شده و اگه دقت كنيد متوجه وجود ۲ تا روح ميشين

 

 به تصویر دقت کنید متوجه وجود 2 تا روح می شین

 

عكس بالا كه رنگش عوض شده حالا بهتر متوجه ۲ تا روح ميشين

 

به عكس خوب دقت كنيد

 

دوستان اگه تا حالا فيلم معروف Exorcist یا همون جن گیر خودمون رو دیده باشین دیدین که جن یا شیطان رفته بود توی بدن دختر البته اگر چه این فیلم ساختگی بود ولی این جور اتفاقی رخ داده تا حالا. نمونه ی اون حیوانات بعضی وقتها وحشی میشن همیشه این جوری نیست که دلیلش جن باشه ولی بعضی وقتها جن باعث وحشی شدن حیوانات میشه مثل این سگ

 

هنوز جن به سگ حمله نكرده

 

ميبينيد كه سگ مي خواد فرار كنه اما نميتونه و جن داره وارد بدنش ميشه

 

سگ مي خواد فرار كنه ولي نميتونه دقت كنيد

 

اينجا هم كه ميبينيد جن تقريبا داخل بدن سگ شده و سگ نميتونه كاري كنه

 

خوب به تصوير دقت كنيد

 

یک کلیپ هم از خارج کردن جن از بدن یک زن که کاملا واقعی رو برای دانلود براتون می ذارم

لینک دانلود خارج کردن جن از بدن یک زن

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
3 تا عکس جالب از جن و روح !!!

جمعه سیزدهم بهمن 1385 7:58

دوستان گلم سلام امیدوارم حالتون خوب باشه خوب دوباره من آمدم این بار با ۳ تا عکس جدید که امیدوارم مورد قبول شما باشه تا آپ بعدی خدانگهدار...

============

عکس اولی یک ساختمان تو خارج که لب پنجره اگه دقت کنید متوجه وجود روح میشین

خوب دقت كنيد متوجه وجود چيزي پشت پنجره ميشين در ضمن اين عكس اتفاقي گرفته نشده

اينم عكس دوم كه بازم عكس يك روح كه داره كنار جاده قدم ميزنه خوب دقت كنيد خودتون متوجه ميشين كه اين عكس ساختگي نيست

نگاه كنيد خودتون متوجه وجود روح يك زن كنار جاده ميشين

خوب دوستان اينم عكس سوم و آخرين عكس اين عكس يك جن كه اتفاقي گرفته شده و خيلي هم قد كوتاه و داره سريع راه ميره

خوب دقت كنيد با فلش نشون داده شده

اينم عكس بالا كه روش زوم شده

خوب به رنگ و قد كوتاش دقت كنيد

در ادامه مطلب هم در مورد برتری جن به انسان یک نوشته گذاشتم بخونیدش


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
چند تا خبر و عكس

سه شنبه سوم بهمن 1385 7:43

دوستان عزیز سلام فرا رسیدن ماه محرم رو بهتون تسلیت می گم امروز با ۲ تا عکس و چند تا خبر از خودم آمدم اول اینکه یک دوستی ما رو تهدید به هک کرده پس اگه وبلاگ ما هک شد دیگه هک شد دوم هم اینکه دوستان مستند حقیقت روح رو که یک سیدی هم بیشتر نیست دارم میسازم یعنی از قبل حدود یک سال پیش داشتم کار میکردم و تقریبا حالا میشه گفت داره تمام میشه فقط می خواستم بگم این سیدی بیشتر از ۳۰۰ تا عکس واقعی از روح و جن داره حدود ۲۰ تا صدای ارواح داره و ۱۰ تا کلیپ کوتاه هم از جلسات روحی و روح و جن داره البته احضار روح و کلی مطالب خوندنی و تا بگی هم داستان در مورد جن و روح داره در مورد داستانهاي عجيب هم مطلب داره و چند تا جاي عجيب رو هم معرفي كرده چند تا سایت هم که در همین زمینه کار میکنن هم معرفی کردم لیست تمام آیه هایی که تو قرآن در مورد جن و روح هم هست رو داره ۹۰ تا پرسش با جواب در مورد جن هم توش هست در کل خیلی مطلب در مورد جن و روح داره باید ببینی خوب اینو گفتم که اگه دوستی داستان واقعی در مورد جن یا روح داره و می خواد توی این مجموعه باشه از نظرات وبلاگ بهم بگه تا من هم استفاده کنم در ضمن این مطالب همش واقعی و از توی کتابهای قدیمی آوردم هنوز که آماده نشده آماده که شد می گم که هر کی خواست بهم بگه تا براش بفرستم تا يادم نرفته كسي كه مي ترسه بهتره سفارش نده چون يك كم ترسناكه خوب بریم سراغ عکسای جدید امروز

=============

اين عكس اولي عكس يك روح كه توي زير زميني ديده شده خوب دقت كنيد بهش

به رنگ مهتابيش دقت كنيد

تصوير بالا كه اومده نزديك تر

دقت كنيد به عكس

اينم عكس دوم روي ديوار دقت كنيد يك چيزي شبيه صورت آدم به وجود آمده واقعا علت اين اتفاق چي بوده به نظر شما اتفاقي بوده يا نه !!!

خوب به ديوار دقت كنيد خودتون متوجه ميشين

عكس بالا كه اومده نزديك تر خوب بهش دقت كنيد

خوب نگاه كنيد

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
2 تا عكس عجيب !!!

شنبه بیست و سوم دی 1385 8:4

دوستاي هميشگي خوب سلام حالتون كه خوبه امروز آمدم با ۲ تا عكس جديد، اگه خوب نظر بدين توي پست بعدي مي خوام ليست چند تا آيه ي مهم در مورد جن رو بذارم فعلا اين ۲ تا عكس رو ببينيد تا بعد. راستي دوستاني كه اولين بارشونه اينجا ميان بد نيست آرشيو رو هم يك نگاهي بكنن. خوب ديگه خيلي حرف زدم بريم سراغ عكسا. در ادامه مطلب هم در مورد جن یک نوشته گذاشتم حتما بخونید.

=============

عكس اول مربوط به يك جن كه توي جنگل ديده شده و كم كم داره ناپديد هم ميشه خوب دقت كنيد متوجه مي شين

اگه خوب دقت كني صورت شبيه آدمشو مي بيني

اينم عكس بالا كه نزديك شده واسه اينكه خوب ببينينش

صورت اين جن شبيه يك آدم به چشماش نگاه كنيد

خوب اينم تصوير دوم كه خيلي جالبه، همون طور كه مي بينيد روي يكي از ستونها تصويري به وجود آمده كه شبيه آدم و بعد هم پاك مي شه خوب دقت كنيد

به نظر ميرسه اين يك جن باشه كه مثل سايه روي ديواره

تصوير بالا كه آمده جلوتر خوب به صورتش دقت كنيد شبيه اينو تا حالا ديدين

دقت كنيد به سياهي دورش واقعا چه چيزي باعث به وجود آمدن اين تصوير شده  


ادامه مطلب
مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
2 تا عکس واقعی از روح !!!

یکشنبه هفدهم دی 1385 8:15

دوستان عزیز سلام امیدوارم که حال همه خوب باشه و کسی مشکلی نداشته باشه امروز رو براتون ۲ تا عکس واقعی و جالب از روح گذاشتم. اینم می خواستم بگم که این ۲ تا عکس رو از یک سایت خارجی براتون پیدا کردم و گذاشتم ولی شاید توی وبلاگهای دیگه ای که در همین زمینه کار می کنن دیده باشین اما من اینا رو از وبلاگ دیگه ای نیاوردم منبع یک سایت خارجی و یک ساعت هم داشتم توضیحشو معنی می کردم که بفهمم چی به چیه به هر حال امیدوارم استفاده کنید و خوشتون بیاد.

=============

 تصویر اولی تصویر روحی که توی قبرستون دیده شده خوب به دنباله نوری که پشت سر خودش داره دقت کنید بیشتر فرق روح و جن توی همینه که جن حالت بخار نیست ولی روح بیشتر حالت ابر رو به خودش داره و مثل بخار آب و نور ماه

خوب نگاه كنيد اين قالب سيال كه اين شكلي به وجود مياد

اينم تصوير دومي اگه خوب دقت كنيد مي بينيد كه تو عكس كنار دختر يك چيز ديگه هم هست اين يك روح كه گفته مي شه موقع عكس گرفتن هيچ كس متوجه اون نبوده و بعد از چاپ عكس اين روح رو ديدن و جالب اينجايه كه اصلا دختر وجود هيچ چيز ديگه اي رو كنار خودش احساس نكرده

اگه خوب دقت كنيد بدن يك آدم ديگه رو كنار دختر مي بينيد كه ايستاده و دستشو گرفته

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
2 تا عکس از جن !!!

پنجشنبه هفتم دی 1385 9:2

دوستان خوب سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه با اینکه کم لطفی کردین و نظر ندادین ولی بازم براتون مطلب می ذارم امیدوارم که خوشتون بیاد.

============

این عکس رو شاید دیده باشین ولی این تصویر یک جن که تو امارات گرفته شده و واقعي هم هست

خوب به چشماش نگاه كنيد مي گن كسي كه اين عكس رو گرفته در جا مرده

اين هم كه گفته مي شه يك جن كه تو قفس گرفتار شده ولي به نظر من اين درست نيست چون جنها قدرت عبور از در و ديوار رو دارن به نظرم اين يك موجود ناشناخته، گفته شده كه اين موجود توي انباري يك كلبه قديمي ديده شده و بعد هم زنداني كردنش

خوب به دستاش دقت كنيد شبيه عكس قبلي

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
يك مطلب و يك عكس از جن !!!

دوشنبه چهارم دی 1385 6:13

دوستان عزيز سلام اين سري براتون يك مطلب در مورد جن گذاشتم اميدوارم به درد بخوره و خوشتون بياد يك عكس هم از جن براتون گذاشتم البته شايد قبلا ديده باشين به هر حال من گذاشتم واسه اونايي كه نديدن و اين چيزا رو باور دارن منبع هم يك سايت خارجي نه جاي ديگه. از اونايي هم كه وب منو لينك كردن ممنونم و خدا كنه بتونم از خجالتشون در بيام. خوب ديگه بريم سراغ مطالب در ضمن نظر يادتون نره

 

علاج جن زدگي

 

عالم رباني و فاضل صمداني مرحوم «ملا محمد مازندراني» از تلاميذ محقق خراساني و صاحب بيش از سي جلد كتاب است.

از قول بعضي از صلحا و علماي احفاد آن مرحوم نقل شده كه در يكي از سفرها كه ملا محمد به زيارت ائمه اطهار مي رفت شخصي جني را ديد كه ملازمت ركاب او را دارد. سبب پرسيد، او گفت من نذر كرده ام كه به همراه يكي از علما به صورت پياده به زيارت بروم. فرمود: چرا در توقفگاهها از كاروان غذا مي گيري در حالي كه خود نمي خوري؟ گفت: آن را به فقراي قافله مي دهم. فرمود: غذاي شما طايفه جن چيست؟ گفت: هر گاه صورت مليح و نوراني مي بينيم آن را مي بوييم و به سينه مي چسبانيم و بدان قوت مي گيريم، و هر زمان يكي از شما گرفتار صرع شد بداند كه بر اثر ماليدن بدن ماست، و علاجش آن است كه آب سداب را با سركه ممزوج كنند و يك قطره در سوراخ بيني مصروع بچكانند تا آن جن بميرد و او خوب شود.

مرحوم ملا محمد گفت: چند روزي گذشت تا در يكي از منازل بين راه بر يكي از صاحبان منزلت و مقام وارد شديم. او ما را ميهمان كرد و خدمت نمود. در منزل او خروس سفيدي بود. رفيق جني نزد من آمد و گفت: به صاحب خانه بگو آن خروس را براي ضيافت ما ذبح كند. اين تقاضا را از صاحب خانه كردم او پذيرفت و خروس را كشت. هنوز ساعتي نگذشته بود كه صداي گريه و شيون از خانه اش برخاست و او محزون و غمگين نزد ما آمد. پرسيديم چه خبر است؟ گفت: چون خروس را كشتم يكي از دخترانم غش كرده و شبيه ديوانه ها شده است. گفتم: نترس كه داروي او نزد من است، كمي سداب بياوريد. چون آن را حاضر كردند با سركه مخلوط نمودم و چند قطره داخل سوراخ بيني او ريختم ناگهان دختر سالم شد و برخاست.

در اين لحظه صدايي شنيدم ولي كسي را نديدم كه مي گفت: آه كه خود را به كشتن دادم به خاطر سري كه فاش كردم.

از آن پس ديگر همراه جني خود را نديدم و دانستم كه همان جن، معترض دختر شده بود و با آن عمل، از بين رفته است.!!!

 

============

 

این عکس هم عکس یک جن که گفته می شه توی یک خونه چند شب صداهای عجیبی شنيده شده و یک شب که صاحب خونه تصميم به عكس گرفتن ميگيره به صورت اتفاقی متوجه وجود این چیز عجیب توی تلویزیون خاموش می شه

 

خوب به تصوير دقت كنيد متوجه وجود يك چيز عجيب توي صفحه تلويزيون مي شين

 

تصوير بالا كه براتون آوردم نزديك تر

 

خوب كه دقت كنيد متوجه وجود 2 تا دست مي شين

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
رؤيت روح در جلسات روحي و ...

دوشنبه سیزدهم آذر 1385 4:49

دوستان سلام اميدوارم كه حالتون خوب باشه قبل از هر چيز بايد بگم شرمنده كه يك مدت طولاني آپ نكردم اما حالا آمدم 2 تا عكس و يك توضيح مختصر براي اون دوستاني كه مي گن اين عكسا غير واقعي (به خصوص آبجي مريم گلم) آماده كردم خوب ديگه خيلي حرف زدم بريم سراغ مطالب.

 

ارواح به چه شكل مشاهده مي شوند

 

طبق چيزايي كه من بدست آوردم معمولا افرادي كه روح را مشاهده كرده اند، آن را به شكل كره اي نوراني و بخار مانند توصيف كرده اند. چه كسايي كه خود مرگ را تجربه كرده و طي آن با روح ديگري مواجه بوده اند، و چه كساني كه ناظر خروج روح بيمار محتضر از جسم وي بوده اند.

در موارد بسياري نيز ارواح مشاهده شده داراي هيكلي مشابه هيكل جسماني پيشين خود بوده اند، كه البته اين هيكلها گاهي بخار مانند و گاهي سيال و متجسم و گاهي نيز متجسد بوده اند. يعني داراي پيكري سفت و مادي همچون پيكر جسماني سابق.

ضمنا رؤيت ارواح به شكل كره اي نوراني، بيشتر از جانب كساني صورت گرفته كه يا خود در شرايط مرگ بوده و طي اين تجربه ارواح ديگر را مشاهده نموده اند يا ناظر ارواحي بوده اند كه در حال خروج از جسم بوده يا به تازگي جسم خود را ترك كرده بودند.

رؤيت ارواح در اشكال و هياكل مختلف، بيشتر مي تواند مربوط به كيفيت و كميت امكانات موجود جهت تظاهر و تجسد يا ميزان آگاهي و قدرت ارواح در بهره گيري از اين امكانات باشد. چنانچه در جلسات روحي، بسيار گزارش شده كه ارواح ابتدا به شكل كره اي نوراني و امثال آن ديده شده اند و سپس به نسبت وجود امكانات در آن جلسه و قدرت بهره گيري ارواح از آن امكانات، تجسم تا تجسد كامل صورت گرفته است.

اما در خصوص رؤيت ارواح به شكل كره اي نوراني كه اكثرا در لحظه مرگ بيمار محتضر يا چندي بعد از آن اتفاق مي افتد، شواهد زيادي وجود دارد كه در اين زمينه دكتر «باردوك» موفق شده است «قالب سيال» يك نفر محتضر را عكس برداري كند و در اين مورد شيشه عكاسي يك كره نوراني را نشان داده كه حجم آن قدري بزرگتر از سر يك انسان بوده است.

 

============

 

به نظر من اين عكس مربوط به يك جلسه روحي كه توش عكس برداري هم کردن

 

عكس روح به صورت نور  

 

اين هم كه روح مرده اي كه مي بينيد و به صورت كره اي نوراني ديده مي شه

 

خوب به روح دقت كنيد شبيه يك توپ نوره

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
2 تا عکس واقعی از روح

دوشنبه ششم آذر 1385 5:59

سلام دوستان امروز ۲ تا عکس از روح که میدونم ۱۰۰٪ واقعی رو براتون میذارم

============

اگه خوب دقت کنید تصویر روحی رو میبینید که پشت شیشه پنجره ایستاده

اين يك عكس قديمي خانوادگي خوب دقت كنيد متوجه وجود روح پشت شيشه ميشيد

تصوير بالا كه براتون نزديك كردم

تصوير بالا كه نزديك شده فكر كنم اين قالب سيال يك زن باشه

اين هم عكس بعدي كه توي قبرستون گرفته شده احتمالا اين روح يكي از همين مرده هاي توي این قبرستون باشه

فكر كنم اين روح يكي از مرده ها باشه كه توي قبرستون ديده شده و بلافاصله عكس گرفتن

تصوير بالا كه نزديك شده

خوب اگه دقت كنيد خودتون متوجه ميشين كه اين روح يك آدم  

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
تجربه اي از جدا شدن روح از بدن

دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 5:24

تجربه اي از جدا شدن روح از بدن

 

بيمار 62 ساله اي كه دچار حمله قلبي شده بود، در مورد اين تجربه اش چنين شرح ميدهد :

وقتي در بيمارستان مشغول تعويض لباسهايم بودند، دچار حمله قلبي شدم. سپس به طور ناگهاني احساس كردم كه به بالا حركت ميكنم. بعد اتاق در نظرم خيلي روشن شد. نميدانم نور و روشني از كجا مي آمد. به پايين كه نگاه كردم ديدم عده اي دور من جمع شده اند. چنان بود كه گويي از بدنم بيرون آمده ام و از آن بالا خودم را در پايين نگاه ميكنم. ابتدا جسم خود را نشناختم و فكر نميكردم كه مرده ام. بعد متوجه شدم كه جسم من آن است كه در پايين قرار دارد. احساسي غير معمول داشتم و افرادي را كه در تلاش براي زنده نگاه داشتنم بودند، به خوبي ميديدم. هيچ دردي احساس نمي كردم بلكه حالتي توام با آرامش داشتم. مرگ چيزي است كه نبايد از آن ترسيد. آنها در ناحيه كشاله ران راست من تزريقي كردند كه من آن را حس نكردم. بعد دكتر تصميم گرفت كه تزريقي به دست راستم انجام دهد، ولي ناگهان تغيير عقيده داد و به سوي ديگر كه به قلبم نزديكتر بود رفت.

من مي ديدم كه آنها با چه تلاشي سعي مي كردند به كمك صفحات بالشتك مانند مرا زنده نگهدارند. چيزي را بر روي دو صفحه مزبور ماليدند و سپس دو بالشتك را روي هم كشيدند و بعد بر روي بدنم قرار دادند. در همين موقع بدنم به بالا پريد، ولي من چيزي حس نكردم. يك بار ديگر هم اين كار انجام گرفت.

من در تمام آن مدت بيرون از جسمم بودم. خودم را زنده حس ميكردم. حالت من در آن زمان مثل حالا بود. من همه ي آنچه را انجام مي دادند به خوبي ميديدم. وقتي بهوش آمدم دكتر به من گفت: «تو مدتي مرده بودي در پاسخ به او گفتم: ولي دكتر، من نمرده بودم چون هر كاري كه انجام ميگرفت من ميديدم». سپس جريان تغيير عقيده او را به هنگام تزريق به دستم به او گفتم. او جواب داد: «اين غير ممكن است شما نمي توانستيد در چنان شرايطي آن وقايع را ديده باشيد، چون قاعدتا مرده بوديد». بعد وقتي اصرار مرا ديد، با تعجب سري تكان داد و اتاق را ترك كرد. در پايين هم چند تا عكس از جدا شدن روح از بدن رو واستون ميزارم !!!

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عكسهاي جدا شدن روح از بدن

دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 5:17

عکسهای جدا شدن روح از بدن موقع خواب

عكس جدا شدن روح از بدن در هنگام خواب

جدا شدن روح از بدن

جدا شدن روح از بدن

جدا شدن روح از بدن در هنگام خواب

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
آپ جديد

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 5:50

دوستان سلام حالتون خوبه ميبينم كه بازم كم لطفي كردين و نظر ندادين خوب به هر حال من اينو ميذارم به حساب اينكه روزاي اول راه افتادن وبلاگ و من هم زود به زود آپ ميكنم امروز مطلب خاصي ندارم فقط يك داستان در مورد روح براتون مينويسم با چند تا عكس :

 

شكستن اجسام توسط ارواح شرور در آمريكا

 

در ماه ژانويه گذشته (البته به حساب تاريخ اين كتاب) آقاي جيم هرمان در نيويرك در محل كارش نشسته بوده كه تلفن زنگ ميزند ، الو ، بله ، سلام هرمان عزيز ، هيچ وحشت نكن ، ميخواهم بگوييم همه بطريهايمان بدون اينكه كسي به آنها دست زده باشد ، شكسته و خرد شده اند. !!!

آقاي هرمان : خانم عزيز ،شايد جيمي خواسته شوخي كنه .

خانم : هر چه زود تر بيا ، داستان بسيار عجيبي است .

و هرمان به خانه آمد و ديد كه همه بطريها به طرز مرموزي در جاي خود خرد شده اند . آنها آن شب را خوابيدند و صبح با كمال تعجب مشاهده شد كه تمام ميزها و مبلها روي هم چيده شده اند. !!!

شب بعد هرمان چند پليس را به كمك مي طلبد ، اما نيمه هاي شب لوسترها و چراغها يكي پس از ديگري جلوي چشمشان ميشكند ، بدون اينكه مجرمي ديده شود. خانواده هرمان همان شب از ترس به هتل رفتند و چون چنين قضايا زياد به وقوع پيوسته بود ، پليس دريافت كه لوسترها و چراغها را ارواح غيبي يعني موجودات پنهاني كه به عربي ((جن)) ناميده ميشوند شكسته اند ، لذا شبانه به دانشمندان پسيكولوژي اطلاع دادند (چون آنها مايلند شخصا اين قضايا رو ببينند) و خيلي زود دانشمندان و خبرنگاران به منزل آقاي هرمان كه در حومه نيويورك بود هجوم بردند ، آن روز در حضور حدود سيصد نفر ، همه پرده ها ، لوسترها و حتي سيمهاي برق پاره پاره شد و ارواح غيبي به صورتي ميخنديدند كه مردم هم صدايشان را ميشنيدند .

روزنامه نگاران ، خبرنگاران و فرستندههاي راديويي و تلويزيوني داستان جيم هرمان را به وسيله خودش به مردم آمريكا اطلاع دادند .

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عكس جن 10

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 5:35

توي اين عكس تصوير جني رو ميبينيد كه ظاهرا موقع عكس گرفتن كسي متوجه وجودش نبوده مثل اينكه بعد از ظاهر كردن عكس متوجه وجود اين چيز عجيب ميشن

عكس جن

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عكس جن 9

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 5:32

عكس بالا كه نزديك شده

عكس بالا كه نزديك كردم

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عكس جن 8

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 5:29

توي اين تصوير عكس جني رو ميبينيد كه پشت شيشه پنجره خوب دقت كنيد متوجه وجودش ميشين

عكس جن

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عكس جن 7

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 5:26

عكس بالا كه براتون آوردم نزديك خوب به گودي چشمها و دهن بدون لبش دقت كنيد

عكس جن

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عكس جن 6

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 5:24

اين عكس جني كه اتفاقي گرفته شده

عكس جن

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عکس جن 5

دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 5:22

عکس بالا که براتون آوردم نزدیک

عكس جن كه اتفاقي گرفته شده

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
شيطان

شنبه بیستم آبان 1385 5:39

سلام امروز درباره شيطان مينويسم براتون حتما بخونيد

كتابش مال سال 1350 خوب من قسمتي كه جالب هست رو براتون مينويسم:

نوشته شده كه ابليس روزي نزد حضرت يحيي آمد و گفت ميخواهم تو را نصيحت كنم حضرت فرمود مرا نصيحت تو احتياج نيست وليكن بمن خبر ده از فرزندان آدم (يعني ما) در نزد تو چطورند گفت فرزندان آدم در نزد من سه گروهند :

اول كه آنها در نزد ما سختترين اصناف هستند كه آنها را وادار بمعصيت ميكنيم و آنها به سبب توبه و استغفار زحمات ما را فاسد ميكنند و از بين ميبرند باز آنها را وادار به گناه و معصيت ميكنيم و باز بسبب توبه زحمات ما را هدر ميدهند.

دوم كساني هستند كه در دست ما مانند توپي هستند كه در دست بچه باشد كه هر طوري كه بخواهيم آنها را ميچرخانيم و آنها را به هر نوعي از گناه وادار ميكنيم.

و سوم مانند تو اي يحيي معصومند كه به هيچ قدرت و نيرويي تسلط بر آنها نداريم.

خوب اميدوارم كه ما هم بتونيم كاري كنيم كه شيطان هيچ جوري نتونه ما رو گول بزنه و وادار به گناه بشيم

راستي تصوير زير رو هم يكي از دوستام بهم داده و ميگفت اين زن شيطان رو ميپرسته. (در ضمن این خانومی که سوال داره و هی میخواد منو ضایع کنه بهش بگم من تا آخرش هستم فقط بحث روح و جن بحثی نیست که من و شما بخوایم چیز تازه ای رو توش کشف کنیم اینا رو هم که میبینی من گذاشتم از یک منبع معتبر میارم اما جواب سوالاتو دارم بهت جوابشو میدم توی آپ بعدی فقط من نمیدونم که باید در چه ابعادی اون آیکون ایدی رو گوشه میزاشتم که شما ببینید)

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
عكس زن شیطان پرست

شنبه بیستم آبان 1385 5:37

تصوير زن كه شيطان رو ميپرسته

مربوط با مضوع : مطالب و تصاویر واقعی در مورد ارواح و اجنه
نوشته شده توسط مهدی  | لينک ثابت |
محل قرار گيري بنرها

تصاوير واقعي از روح و جن و موجودات ماوراء

متافیزیک و علوم غریبه

هرگونه كپي برداري با ذكر منبع بلامانع است